دفتر نشر آثار علامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی

فهرست عناوین

کد : 3120
تاریخ انتشار : 1397/10/18

حرمت‌ها و حلیت‌ها در رضاع (به بهانۀ واقعۀ حرمت ابدی زن و شوهر جوان )

قرآن کریم، فقط از دختر و پسری سخن می‌گوید که پیش از آن به هم محرم نباشند و با این شیرخوارگی به هم محرم شوند. و هیچ یک از اطرافیان و خویشان دیگر را، جز مادر شیردهنده، در این مسأله مداخله نمی‌دهد.

بر اساس انتشار خبر «حرام شدن ابدی زن و شوهر جوان، به دلیل یک حکم شرعی!» در فضاء مجازی، ضروری دیدم با توجه به آموزه‌های قرآن کریم، توضیحی پیرامون آن بنویسم.
قبل از ورود به مطلب، ذکر این نکته ضروری است که فقه ما ـ شیعه و سنی ـ حتماً باید بازنگری عمیق و گسترده شود، و فتاوای مخالف قرآن، از متن آن حذف گردد.
اصل خبر:
«یک زن و شوهر جوان ایرانی، که تازه بچه‌دار شده بودند، بچه را برای یک ماه به مادرزن می‌سپارند تا به حج بروند. مادرزن که خودش دوباره بچه‌دار شده بود، به هردو بچه شیر می‌دهد، ولی بعداً متوجه می‌شوند که با این کار، دختر و دامادش دیگر به هم «حرام ابدی» شدند.
از نظر مذهب شیعۀ امامیه، در صورتی که مادربزرگی به فرزند دختر خود شیر دهد، مادر و پدر آن نوزاد بر یکدیگر حرام ابدی می شوند، و باید از هم جدا شوند و به هیچ عنوان امکان بازگشت و ازدواج مجدد آن زوج وجود ندارد!» (ایسنا)
قرآن کریم، فقط از دختر و پسری سخن می‌گوید که پیش از آن به هم محرم نباشند و با این شیرخوارگی به هم محرم شوند. و هیچ یک از اطرافیان و خویشان دیگر را، جز مادر شیردهنده، در این مسأله مداخله نمی‌دهد.
بر این پایه و با استناد به سند محکم کتاب خدا، وقتی محرمی به محارم خود شیر دهد، نه کسی به کسی حرام می شود و نه حلال. این دو بچه از اول به هم محرم بوده و خویشاوندی داشته‌اند،  بناءبراین کسی به کسی اصلاً حرام نبوده که با این شیر دادن و شیرخوردن به هم حلال شوند! بر این پایه، آن زن و شوهر به هم حلالند، و هیچ نیازی به ازدواج مجدد هم نیست. و در این موضوع هیچ تردیدی نیست.
حکیم علامه سید محمدجواد غروی، در شرحی که بر رسالۀ عملیۀ آیت الله بروجردی نگاشته، مبسوطاً نظریۀ فقهاء در خصوص رضاع را مردود دانسته است. بخشی از استدلال وی را ذیلاً می‌آوریم.
«دركتاب مجيد، دربارة رضاع، بعد از ذكر زناني كه محرمند و ازدواج با آنها حرام است، فرموده: «وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ ... و مادرانتان که شیر داده‌اند شما را و خواهرانتان از شیر خوردن ...» (نساء 23) و چيزي اضافه نكرده، و بيان اين مسأله به طوري كه فقهاء ذكركرده‌اند، تـأخير بيان از وقت حاجت و خِطاب مي باشد. و مثلاً اگر فرموده بود: احكام رضاع مثل احكام نَسَب است، امت، كه ما نيز از آنهاييم، قبول مي‌كردند.
و اما حديث الرّضاع لُحمـَةٌ كَلُحمَةِ الـنَّسَبِ نيز به اين معني كه گفته‌اند نيست. بلكه معنايش اين است كه: بچه از هرزني كه شير بخورد، مانند نسب مادري است. بناءبراين فقط يك مادر و يك خواهر رضاعي وجود دارد، كه محرم آن پسري مي‌شوند كه شير خورده، و به همين جا ختم مي‌شود.
اخبار در باب رضاع متعدد است، ولي اكثرشان خبر واحد و كلاً اختلاف بين آنها طوري است كه اشكالات بزرگ و بلاجوابي را در اين خصوص مطرح مي‌سازد.
قرآن كريم در آية رضاع، در مقام استـقصاء و برشمردن مُحرّمات است. و ضمن متذكر شدن همة آنها، در باب مُحرّماتِ حاصل از رضاع، فقط مادر و خواهر را مي‌گويد، و بيش از اين دو نفر را، مَحرم پسري كه با اين دختر شير خورده نمي‌شمارد، يا برعكس.
قرآن همة مُحرّمات را، هرچند دور باشد، ذكر مي‌كند، و اگر مَحرميت از رضاع بيش از اين بود كه گفته است، و مورد نياز مردم هم بود، بايد در همين جا، يا جاي ديگر قرآن مي‌گفت. و چون اين نياز را در وقت خود بيان ننموده، تأخير بيان از وقت خِطاب و حاجت واقع شده، و موضوعي راكه بايد به صراحت متذكر مي‌شد، به عهدة تعويق گزارده است، و چنين احتمالي نسبت به خداي تعالي و رسول او مُحال و ممتنع است، زيرا تأخير بيان از وقت خطاب و حاجت، از هرعاقل و حكيمي ممتنع است، تا چه رسد به حق‌تعالي و رسول او (ص). و خداي متعال در كتاب حكيمش تأكيد فرموده: «... وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا ... و هرچیز را از هم گشوده ساختیمش، چه گشودنی» (اسراء 12).
اين توسعه‌يي را كه فقهاء در مَحرميتِ حاصل از شير دادن قائل شده‌اند، موجب حيراني و سرگرداني در بسياري از مسائل مي‌گردد و به تكليف ما لايُطاق منتهي مي شود، و با برخي از آيات مثل: «... يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ ... اراده فرموده است خدای برای شما آسانی را، و اراده نفرموده است برای شما سختی را ...» (بقره 185) و «... مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ ... اراده نفرموده است خدای که بنهد بر شما هیچ تنگنایی، ولکن اراده فرموده است که پاکیزه‌تان سازد ...» (مائده 6) و «كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ کتابی است که فرود آمده است به سوی تو. پس مباشد در سینۀ تو هیچ تنگی از آن. تا آنکه هشدار دهی با آن. و پندی است برای مؤمنان» (اعراف 2) و نيز با روايت : بُعِثْتُ بِالْـحَنـَفِـيَّةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَةِ‌، برانگیخته شدم به دین راستی‌گرای آسانگیرِ بخشاینده. و آيات و رواياتي از اين قبيل مغاير است.
اگر چنين وسعتي را شرع انور در مَحرميتِ حاصل از شير دادن يك طفل قائل بود، رسول خدا (ص) به صراحت بيان مي فرمود كه احكام شير دادن مثل احكام نسَب است، و حال آنكه كلام او فراتر از آية كريمه نيست كه فقط مادر وخواهر را ذكر نموده، و اين برهان قاطع و دليل ساطع است بر انحصار اثر شير در محرميت مادر و خواهر.» (حواشی آیت الله سید محمد جواد غروی بر رسالۀ توضیح المسائل آیت الله حسین بروجردی، احکام شیر دادن (رضاع)، ذیل مسألۀ 2473، ص549)
علاوه بر این، مرحوم آیت الله محمد صادقی تهرانی نیز، با نظر عموم فقهاء معاصر در امر رضاع، مخالفت کرده، که دیدگاه فقهی او را هم بازتاب می‌دهیم.
«و آیا شرط است که شیر در اختصاص یک شوهر باشد؟ دلیل صحیحی بر این شرط نیست، وانگهی «... أُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ ...» (نساء 23) تنها مادر را موضوع این حکم قرار داده و نه نیز پدر را! و همین که گفته شود: فلانی مادر رضاعی او است، کافی است. و اینجا نه دختر رضائی شوهر بر او حرام است و نه حرام بودن پسر رضاعیش معنی دارد. و این تنها مادر شیردهنده است که کارش حرمت‌آور است که؛ پسر شیرخواره را بر خودش و بر دختری که از او شیرخورده و یا دختر او است، گرچه شیر هم از او نخورده، حرام می‌کند. و هردوی «وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ» از این شیردادن زن سرچشمه می‌گیرند.
آری! اگر زنی در دو سال شیردهندگی پسری را شیر دهد، بر خود او و بر خواهران رضاعیش حرام می‌شود. واگر دختری را شیر دهد نیز، بر برادران رضاعیش حرام می‌شود، و دیگر هیچ!
اینهمه تفصیلات دیگر، از محور این دلیل قرآنی بیرون است و هرگز دلیلی دیگر هم، نه هست و نه اگر باشد، می‌تواند در برابر نص این آیه نقشی داشته باشد.» (رسالۀ توضیح المسائل نوین، آیت الله محمد صادقی تهرانی، شرایط شیرخوارگی، مسألۀ 619، ص284)
ارسال نظر
*