ماه رمضان

من قرآن را تماماً، بی هیچ کاستی یا افزونی، کلام حضرت باری تعالی می دانم، و اعجاز آن را نه در فصاحت و نه در بلاغت بلکه در چگونگی هدایت آن می دانم. قرآن صادق ترین و خالص ترین پیامی است که به راهنمایی بشر پرداخته و بیش از هر مکتب اعتقادی یا فلسفی دیگر قادر است انسان را از منجلاب ضلالتها، تباهی ها، فسادها، آسیبها و ناهنجاری های همه سویه، رهایی بخشد و او را به توسعه همه جانبه در ابعاد مادی و معنوی نائل گرداند.
جناب آقای غروی در ماه رمضان و ماه نزول قرآن هستیم، شما به عنوان یک قرآن پژوه اعجاز قرآن را در چه می‌دانید و اگر قرار باشد برای نسل امروز که از هر سو با اندیشه‌های تازه و گاه پرتناقض و بعضاً ضد وحی و دین مواجه‌اند از اعجاز قرآن سخن گفته شود، شما درباره وحیانی بودن قرآن چه نظری دارید؟
من قرآن را تماماً، بی هیچ کاستی یا افزونی، کلام حضرت باری تعالی می‌دانم، و اعجاز آن را نه در فصاحت و نه در بلاغت بلکه در چگونگی هدایت آن می‌دانم. قرآن صادق‌ترین و خالص‌ترین پیامی است که به راهنمایی بشر پرداخته و بیش از هر مکتب اعتقادی یا فلسفی دیگر قادر است انسان را از منجلاب ضلالتها، تباهی‌ها، فسادها، آسیبها و ناهنجاری‌های همۀ سویه، رهایی بخشد و او را به توسعه همه جانبه در ابعاد مادی و معنوی نائل گرداند.
جناب غروی، نقش پیامبر اسلام در واقعه وحی چگونه بوده است، آیا بناءبر نظر برخی قرآن حاصل تجربه وحیانی و بی صورت پیامبر است که در قالب سنت و عرف و زبان عصر نبوی صورت گرفته و یا اینکه پیامبر در لفظ و معنا تابع تمام عیار و تنها بازگو کننده وحی بوده است؟
ما هر وقت می‌خواهیم از یک متفکر و نظریه پرداز سخن بگوییم و صحت و سقم دیدگاه‌های او را اثبات کنیم، با میزان عقل، به کملات خود او استناد می‌کنیم، می‌سنجیم و نظر می‌دهیم، اما وقتی به قرآن می‌رسیم و می‌خواهیم حقانیت قرآن را با خود آیات کتاب به اثبات برسانیم، بلافاصله بحث درون دین و بیرون دین را مطرح می‌کنند و معترض می‌شوند که دلائل شما درون دینی است. قرآن خود، این کلام را عین کلام پروردگار می‌داند و وحی را یک حقیقت انکار ناپذیر قلمداد کرده و منکران آن را فاقد تعقل، تفکر و تدبر معرفی می‌نماید.
آنچنان که مفسران اعتقاد دارند، قرآن بطن اندر بطن است و از همین رو همواره می‌توان پیامی تازه از آن دریافت کرد. شما فکر می‌کنید پیام امروزقرآن برای جامعه در بحران ایران چیست؟
قرآن چون کلام متشابه است، در اعصار مختلف، باید و می‌تواند پاسخگوی نیازهای بشر مشابه باشد. هر معقولی در هر زمانی می‌تواند، به فراخور موقعیت خود، به محسوس تشبیه گردد و مفاهیم نو و تازه‌یی از آن بدست آید. بی آنکه آیات کتاب دستخوش تحریف و تبدیل گردد. قرآن بیان سنن لایتغیر الهی است. آنچه را نهی فرموده، برای همیشه است و آنچه را امر فرموده برای همیشه، مثلاً در هیچ دوره‌یی از حیات بشر دروغ نه مجاز می‌شود و نه آثار مفید خواهد داشت و یا هیچ زمانی نخواهد آمد که در آن ظلم محمود و پسندیده باشد و جای عدل را بگیرد و عدل مذموم و ناپسند گردد.
علامه غروی نظر خاصی درباره عید فطر داشت که وحدت امت اسلامی هم در آن لحاظ شده بود. برای ما توضیح دهید نظر علامه دربارۀ حلول و دخول ماه رمضان و شوال چگونه بود؟ و این نظر چه تفاوتی با دیدگاه دیگر مراجع داشت؟
علامه غروی معتقد بود، همۀمسلمانها خصوصاً پیشوایان دینی و سیاسی آنها باید نهایت جهد خود را در راه ایجاد وحدت و تعاون بر برّ و تقوی بکارگیرند و خو در این طریق مجاهدتهای طاقت فرسایی کرد، علی رغم مخالفت یکپارچه روحانیت شیعه و حوزه‌های علمیه، به استثناء چند نفر انگشت شماره، مرحوم غروی دیدگاه‌های فقهی شیعه و سنی را که مغایر با وحدت مسلمانها بود، مردود می‌دانست و می‌گفت دینی که همه دعوت به اعتصام به حبل الهی کرده و از تفرق باز داشته، احکامش نمی‌تواند نقیض اساس آن باشد. از اینرو آغاز ماههای قمری در تمام کشورهای اسلامی و جهان یک روز است. مثلاً دوشنبه. هر نقطه از جهان که دوشنبه شد اول ماه قمری است، بناءبر طلوع ماه بر کره زمین. ماه مرز نمی‌شناسد که یک شب طلوع کند و به مرز یک کشور که می‌رسد متوقف شود و بگوید فردا شب وارد این کشور می‌شوم. و اما سایر مراجع، بر اساس یک روایت مجعول که از اسرائیلیات است عمل می‌کنند! در همه زمینه‌ها! آن روایت می‌گوید خذ بما خالف العامه، (ای شیعیان) به چیزی عمل کنید و بگیرید که مخالف نظر اهل سنت باشد. یکی از آنها هم اوائل ماههای قمری است. که باید حتماً روزی را اول بدانند که مغایر با نظر و اعلام و عمل اهل سنت باشد.
 برخی ازمراجع مانند آیت الله فقید منتظری و آیت الله صانعی حاکمان فعلی را ظالم دانسته‌اند و ازشرط عدالت بی بهره، باتوجه به اینکه عید فطر از سوی حکومت و با تبلیغات رسانه‌یی گسترده اعلام می‌شود و از سویی در وثوق به مدعیان رؤیت، شرط عدالت لحاظ شده است. آیا اعلام عید فطر از سوی حکومت را رافع تکلیف مکلفین می‌دانید؟
ظلم در قرآن گسترۀ وسیعی دارد. گفتن یک دروغ ظلم است تا قتل نفس و سلب حقوق مردم. حال اگر کسی در هر مقامی که باشد با کلامی سهواً یا عمداً اتحاد مسلمانها را تبدیل به تفرقه کند بزرگترین ظلمها را مرتکب شده، که غیر قابل آمرزش است. و مع الاسف در بسیاری از موارد خصوصاً اعیاد اسلامی که نماز واجب دارند مثل عیدین فطر و قربان، اکثر علماء و فقهاء شیعه مرتکب ظلمی بزرگ در حق همه مسلمانها می شوند. گزشته از این مراکز نجومی ایران به خوبی می‌دانند که در چه زمانی ماه بر کرۀ زمین طلوع می‌کند و در چه نقاطی از کره قابل رؤیت است. بناءبراین مسأله دستخوش اختلافات سیاسی هم شده است و ظاهراً عمدی در حفظ این اختلاف مشهود است.
شنیده شده که سفارتخانه‌های ایران موظف هستند که مراسم شب قدر و عیدفطر را به وقت ایران برگزار کنند. آیا چنین نگاهی شرعی است؟
ایجاد اختلاف بین مسلمانها توسط هر کس و در هر جا که باشدگناه کبیره است براساس آیات بینات الهی در قرآن کریم.
جناب غروی، سالهاست که در آغاز و پایان ماه رمضان کشور ایران با دیگر کشورهای مسلمان اختلاف دارد و حتی تکلیف عیدفطر تا ساعات پایانی روز و چندین بار در خود روز عید فطر روشن شده است. شما فکر می‌کنید موضوع تعیین حلول ماه رمضان و شوال آیا به مشکلات فقهی باز می‌گردد یا یکسره امری سیاسی است که صورت دینی به خود گرفته است؟
هم اختلاف نظر فقهاء، و هم عمل به حدیث خذ بما خالف العامه و هم دیدگاه‌های سیاسی مبنی بر ضرورت و حتمیت وجود اختلاف بین ایران شیعه و سایر بلاد اسلامی که اهل سنت هستند، موجب بروز چنین آشفتگی در تعیین یک روز شده است. مرحوم غروی در کتاب مغرب و هلال که حدود بیست سال پیش به چاپ رسیده، دلائل فقهی و قرآنی و روایی در اثبات یک روز بودن اوائل ماه‌های قمری در کره زمین را آورده است. به سایت www.arbabehekmat.com رجوع شود.
خارج از این مقوله، مرحوم علامه آیت الله غروی، معتقد بود آیات کتاب حتی پاره‌یی از احکام باید حمل بر وجوه متشابه در لغت شود. مثلاً «قطع ید» را به معنای کوتاه کردن دست، یا بریدن از قدرت می‌دانستند. و در تعریف دزد می‌گفت: دزدهایی که توان دزدیدن از بیت المال را دارند و موجب فقر در جامعه هستند دزدان اصلی قلمداد می‌شوند و باید دست آنها از این قدرت بریده شود. در این صورت هم آیه به درستی معنی شده و هم نیازی نیست که بگویند بعضی از آیات قرآن مخصوص به همان زمان بوده و تحت تأثیر عرفیات همان عصر بوده است. مرحوم غروی همچنین معتقد بود بسیاری از مسائلی که در فقه ما وارد شده ریشه در تورات مُحَرَّف دارد و از قرآن نیست مثل سنگ سار کردن زانی و زانیه. و حتی تازیانه زدن یا زدن زنها را اموری تنبیهی می‌دانست نه اجرائی.