امام الگوی دینی نه پیشوای سیاسی

به نقل از وبلاگ طلبۀ امروزی (http://ghlam.blog.ir)

لینک کتاب امام الگوی دینی نه پیشوای سیاسی

«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً». (مائده۳-۵)

ترجمه : «امروز (با اتمام وحی) کامل کردیم برای شما دین را و تمام کردیم (با نصب امام) برای شما نعمت خود را و پذیرفتیم برای شما که اسلام جاودانه باشد» .

آیه فوق (کلّ آیه) طبق نظر مفسرین و متکلمین شیعه و سنی در غدیر و درباره ولایت حضرت امیر علی بن ابی طالب(ع) نازل شده است . (الایمان والکفرفى الکتاب والسنة،ج۱،ص۲۴۴. التفسیرالکبیر،ج۱۱،ص۱۳۶-۱۴۰)

ما در اینجا قصد داریم تفسیری نوین از این آیه بر اساس قرآن و سنت قطعیه ارائه بدهیم . ولی لازم است قبل از تفسیر آیه نکاتی را بازگو نماییم :

الف. حکومت به معنی کشورداری است . حکومت مفهوم مترادف «خلافت» است / امامت به معنی پیشوای دینی است . ولایت مفهوم مترادف «امامت» است . بین «حکومت» و «ولایت» هیچ وجه اشتراکی نیست بلکه مفاهیمی کاملاً جدا و منفصل هستند که قبال جمع می باشند یعنی امام می تواند حاکم هم باشد و می تواند حاکم هم نباشد .

ب. عدالت اصلی فرادینی است که دین آن را تأیید می کند . دین ما (اسلام) بر اساس عدالت نهاده شده است نه آنکه اسلام عدالت را آورده باشد .

ج. هرفردی قدرت انتخاب دارد و این یکی از حقوق انسان است که در مسیر زندگی خود حق انتخاب داشته باشد . مردم در امر کشورداری (انتخاب خلیفه –حاکم-) مختارند و هیچ کسی نمی شود بر آنان اجبار کند بلکه مردم باید با رأی خود حاکم کشور خویش را انتخاب نمایند و این حاکم از طرف مردم وکیل است در امور نظارتی . یعنی حاکم یک کشور سرپرست مردم نیست بلکه وکیل مردم است و این وکیل وظیفه اش نظارت است و هر موقع که مردم بخواهند می توانند او را خلع کنند و دیگری را به منصب وکالت (حکومت) منصوب نمایند .

د. حکومت امری دنیایی است و امامت امری الهی . زیرا حکومت به معنی «کشورداری» است و امامت به معنی «پیشوای دینی» . حکومت (وکالت) بستگی به انتخاب مردم دارد و چون این انتخاب از حقوق مردم است پس حاکم شرعاً وعقلاً نمی تواند منصوب (الهی یا غیرالهی) باشد زیرا بر طبق قاعده آزادی (هر انسانی آزاد است) و بر طبق قاعده عدالت انتخاب حاکم از حقوق مردم است و تصرف در حقوق مردم در شرع نهی شده است پس خداوند حاکم (خلیفه) را منصوب نمی کند بلکه حق انتخاب حاکم را به مردم داده است . ولی امامت که امری الهی است باید از طرف خداوند منصوب باشد . یعنی باید امام از طرف خداوند منصوب باشد و این نصب را مردم در آن دخالت ندارند . نتیجه اینکه «خلافت» به انتخاب مردم است و منصوب بودن خلیفه چون ظلم است و خداوند چون از ظلم منزه است پس منصوب بودن خلافت مشروعیت ندارد بلکه خلافت به انتخاب مردم است و «امامت» منصوب الهی است و مردم در آن دخالتی ندارند و این دو هیچ وجه اشتراکی بایکدیگر ندارند زیرا «امامت مساوی با ولایت» است و «خلافت مساوی با وکالت» و «وکالت» و «ولایت» دو مفهوم متضاد یکدیگرند که حقیر در کتاب «امام الگوی دینی نه پیشوای سیاسی» مفصل به تضادهای این دو اشاره کردم .

نتیجه نهایی : پیامبراکرم(ص) در روز غدیر حضرت علی(ع) را به عنوان امام (پیشوای دینی) معرفی کردند که این معرفی از جانب خداوند بود زیرا «امام» باید منصوب از طرف خداوند باشد پس حضرت علی(ع) از طرف خداوند به «امامت» منصوب شدند . ولی چون «خلافت» از حقوق مردم است و مردم باید خلیفه (وکیل مردم در امورنظارتی) را انتخاب نمایند، پس حضرت علی(ع) در روز غدیر به منصب «خلافت» نصب نشدند . ساده تر بگویم که حضرت علی(ع) در غدیر به عنوان «امام» معرفی شدند نه «خلیفه» . و اینکه خیلی ها امروزه می گویند حضرت علی(ع) از طرف خداوند حاکم مسلمین بودند امری اشتباه است زیرا حضرت علی(ع) را باید مردم به «خلافت» انتخاب می کردند که (براثر جهل و نادانی) انتخاب نکردند لیکن این انتخاب نشدن باعث نفی «امامت» حضرت هم نشد و با اینکه حضرت علی(ع) «خلیفه» نبود ولی «امام» مسلمین بود .

ضمیمه : نظریه دکتر علی اصغر غروی که در روزنامه «بهار» منتشر شد همین مطلب فوق است که توضیح دادیم .

حال تفسیر آیه :

آیه شریفه از سه قسمت تشکیل شده است ،

۱٫ «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ» ۲٫ «وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی» ۳٫ «وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» .

بیان : آیه شریفه از۳ قسمت تشکیل شده است که در بالا تقسیم بندی کرده ایم که هر کدام از این قسمت ها معانی و مفاهیم خاصی را دارا هستند . این آیه۳قسمتی دارای سه فعل می باشد : ۱٫ «أکملت» ۲٫ «أتممت» ۳٫ «رضیت» . فعل در اصطلاح به معنی : “انجام کاری در زمان و مکانی مشخص” می باشد . حال آیه که۳ قسمت دارد و هر قسمت یک فعل دارد پس معلوم می شود که هرکدام از این قسمت ها مخصوص به انجام کاری مشخص است . یعنی در این آیه۳قسمتی سه کار مجزا انجام شده است . زیرا وجود۳فعل دلالت بر۳کار دارد و این۳کار را نمی توان۱کار فرض کرد (حتی اگر روایاتی در این زمینه باشد) . پس آیه عقلاً۳کار را مدّنظر دارد که توضیح هر آیه را مختصراً در زیر بیان خواهیم کرد .

کار اوّل : «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ» . در این قسمت از آیه فعل «أکملت» آمده است به معنی «کامل کردن» . معنی آیه این چنین می باشد :”امروز کامل کردم برای شما دینتان را” . قرآن کریم منبع اصلی دین اسلام است و طبق روایات و احادیث قطعی و کثیره (متواتر) هر حدیثی باید بر قرآن کریم عرضه گردد تا صحت حدیث در عرضه بر قرآن مشخص شود و اگر حدیثی موافق قرآن بود می پذیریم و اگر مخالف قرآن بود آن را ردّ می کنیم . در قرآن کریم تقریباً تمامی احکام اسلامی ذکر شده است (بجز مواردی معدود) و بجز این احکام شرعی مسائلی درباره توحید،نبوت،امامت،عدل،معاد و… در قرآن کریم موجود می باشد و می توان گفت قرآن کریم بزرگترین و جامع ترین دایرة المعارف اسلامی می باشد . این قرآن سخن خداوند است که بر قلب پیامبر نازل شده و همه می دانند که قرآن کریم که سخن خداوند می باشد حجت است و مردم نمی باید برخلاف احکام آن رفتار نمایند . قرآن کریم حتی حجت و امام بر ائمه معصوم(ع) و رسول اکرم(ص) است و آن بزرگواران نمی توانستند سخنی خلاف قرآن بگویند . و چون این قرآن امام بر ائمه معصوم(ع) است پس امام بر مسلمانان هم می باشد . به عبارت دیگر امام اوّل همه مسلمانان قرآن کریم است زیرا سخن خداوند است . حجت وقتی بر مردم تمام می شود که  سخنی کامل و جامع باشد ، قرآن کریم هرچند تدریجی در بین مردم ورود پیدا کرد لیکن یک به یک احکام آن برای هر فرد مسلمانی حجت محسوب می شود و با پایان وحی و اتمام قرآن حجت بر همه مسلمین تمام می گردد و دیگر نمی توانند بهانه کنند که ما حکمی را نمی دانستیم و… . پس وقتی با اتمام قرآن حجت بر مردم تمام شود دین کامل می گردد به این صورت که وقتی دین کامل شد دیگر بهانه ای نباید باشد که «حکم را نمی دانستیم» و… .

کار دوّم : «وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی» . این قسمت از آیه دلالت دارد بر اینکه نعمت بر شما تمام شد . معنی آیه این چنین است : “تمام کردن برای شما (مسلمانان) نعمتم را» . خداوند بر اساس رحمان و رحیم بودنش به آدمی «نعمت» های زیادی را مرحمت کرده است که یکی از این نعمت ها «پیامبران» هستند که برای هدایت مردم  منصوب شدند و با اتمام این نعمت (ختم نبوت) ائمه معصوم(ع) مصداق نعمت خداوند شدند و خداوند آنان را برای هدایت مسلمین منصوب نمود . این قسمت از آیه درباره حضرت علی(ع) است (قسمت اوّل آیه درباره حضرت علی(ع) نیست) و خداوند علی(ع) را منصوب کرد و نعمت خود را با نصب ائمه(ع) پایان رساند و فی الحال حضرت ولیعصر(عج) نعمت خداوند برای مسلمین هستند لیکن این نعمت الهی بر اساس ناشایستگی مسلمین آشکار نیست و آن حضرت در غیبت به سر می برند . احادیثی که درباره غدیر نقل شده است تماماً درباره این قسمت از آیه است زیرا قسمت اول آیه که در بالا توضیحش را دادیم درباره «کامل کردن دین» است درحالی که «امامت» نعمت خداوند است برای هدایت مردم و «امامت» دین خداوند نیست که با امامت کامل شود بلکه دین خداوند، سخن خداوند است پس قسمت اوّل آیه درباره قرآن است و قسمت دوّم آیه درباره امامت و ائمه(ع) کامل کننده دین نیستند بلکه هادیان (هدایت کنندگان) دین هستند تا احکام را کاملاً صحیح برای مسلمین بازگو نمایند و کامل کننده دین قرآن است .

کار سوّم : «وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» . این آخرین قسمت آیه است . در اینجا فعل «رضیت» مطرح می باشد . معنی آیه این چنین می باشد : “و پذیرفتم برای شما دین اسلام را” . از این آیه می توان فهمید که قسمت اوّل آیه (قرآن) و قسمت دوّم آیه (امامت) لازم وملزوم یکدیگرند . یعنی هرچند با کامل شدن دین (پایان وحی) دین تمام مسلمین (شیعه و سنی) کامل می شود ولی برای هدایت دینی و ظهور این اکمال دین در عمل نیازمند به مفسری حقیقی و معصوم هستیم که بدون آن احتمال خطا را می شود احساس کرد درحالی که عقیده باید از خطا مبرا باشد . بگذارید مطلب این قسمت را به صورت طولی مطرح کنیم (طبق شماره جلو بروید) : ۱٫ دین اسلام با اتمام وحی (قرآن) برای مسلمانان کامل شد (قسمت اوّل آیه) و این قرآن کریم هرچند خیلی از آیاتش (با استفاده از روش تفسیر صحیح/قرآن به قرآن) قابل فهم است لیکن بعضی از آیاتش را نیازمند به مفسر حقیقی است که آن ائمه معصوم(ع) می باشند ۲٫ ائمه(ع) کامل کننده نیستند زیرا کامل کننده دین خداوند (:سخن خداوند/قرآن) است بلکه ائمه(ع) پیشوایان معصوم هستند که وظیفه شان تبیین صحیح مسائل قرآن است تا مسلمانان به اشتباه قرآن را تفسیر نکنند ۳٫ با وجود قرآن دین کامل شد ، این قرآن بعضی از آیاتش نیازمند مفسری معصوم است تا مسلمین آیات قرآن را اشتباه تفسیر نکنند، در این صورت خداوند دین اسلام را برای مردم پذیرفته است .

نتیجه نهایی : ۱٫ اکمال دین همان اتمام وحی است که درباره قرآن می باشد ۲٫ اتمام نعمت درباره ائمه(ع) است که جریان غدیر درباره قسمت دوّم آیه می باشد ۳٫ در صورت پذیرفتن این دو خداوند دین اسلام را جاودانه کرده است.