دفتر نشر آثار علامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی

کد : 615
تاریخ انتشار : 1392/07/09

حکومت

آن را يك امر دنيايي نه الهي مي‌داند كه مردم بر اساس همفكري و مشورت و ايجاد هم‌رأيي به تشكيل آن مبادرت مي‌كنند و استدلال او اين است كه كلمة «امر» كه جمع آن «امور» است در قرآن به معناي كارهاي دنيايي مردم از جمله تشكيل دولت و حكومت است. پيامبر اكرم (ص) هم در يك عبارت كوتاه فرموده: «كَما تَـكونونَ يُـوَلّـي عَليكُم»، همان‌گونه كه شما هستيد بر شما حكومت مي‌شود.
اگر مردمي هستيد مسلمان و مؤمن و اهلتقوي و خداترس و عادل و صادق، حكومت و دولت شما هم همينطور خواهد بود و اگر ظالم و فاسق و خائن باشيد، حكمروايي بر شما نيز همينگونه است. بناءبراين وصايت پيامبر در غدير خم و معرفي مولي اميرالمومنين (ع) براي جانشيني او در امور دنيوي و حكومتي نبود. ضمن اينكه يك امر الهي هم در اين باب نبود. زیرا اگر امر خدا بود، علي(ع) نبايد اجراء آن را به تعويق ميانداخت و ناديده ميگرفت و بيست و پنج سال سكوت ميكرد. پس غدير خم يك وصيت بود به مردم كه علوم دين خود را از چه كساني فراگيرند، و الگوهاي عملي دين چه كساني هستند. از اين گذشته، علي (ع) حداقل در يازده جاي نهج ‌البلاغه تاكيد ميكند كه؛ من حكومت را به خواست شما مردم قبول كردم و هرگاه از سپردن آن بدست من ناخشنوديد، ‌همان لحظه افسارش را بر گردنش انداخته رهايش ميكنم.[i]
 
[i]  ـ ر.ک. چند گفتار‏ ـ گفتار اول: غدير خم/ مباني حقوق در اسلام ـ فصل ششم: ‌حقوق ملت و دولت.
ارسال نظر
*