دفتر نشر آثار علامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی

کد : 309
تاریخ انتشار : 1395/12/01
  • شفاء از دارو هم از دعاء
    پرسش 1 : سلام، در یک گروه علمی یکی از آقایان گفت که امامان معصوم به پزشک مراجعه نمی‌کرده‌اند! البته بیمار شدن را نمی‌گفتند، به غیر از امام علی و آوردن طبیب! آیا مورد خاص تاریخی سراغ دارید؟ منبع آن را ذکر کنید؟

    پاسخ: با سلام و عرض ادب، مقام هیچ یک از ائمه معصومین از پیامبر ما محمد مصطفی صلوات الله علیهم اجمعین بالاتر نیست. و پیامبر در هر بیماری یا جراحت جنگی، مداوا می‌کرد و به پزشکان حتی یهودی مراجعه می‌نمود. هرکسی هم که به او مراجعه می‌کرد تا از طریق دعاء، شفاء داده شود، می‌فرمود: وَ جَعَلَ لِكُلِّ دَاءٍ دَوَاءً فَتَدَاوَوْا، برای هر دردی دوائی قرار داد، پس بروید دنبال درمان و دارو گرفتن. در داستان ایوب هم که در قرآن آمده، خدای تعالی به او دستور می‌دهد که برای بیماری حصبه خود سراغ درمان و دارو برود. دسته‌یی گیاه دارویی بردارد، مخلوط کند، سپس دم بگزارد، آنگاه بنوشد. ضمناً پاهای خود رادر آب سرد هم بگزارد تا تب او کاهش یابد؛ (سورۀ ص، آیات 41 تا 44) اینها همه جزء سنن الهی است و سنتهای او قوانین حاکم بر نظام هستی است و در هر شرایطی و نسبت به همه افراد به طور مساوی و یکسان عمل می‌کنند و لایتغیرند. وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا (احزاب 62). برای هیچ یک از سنتهای الهی هیچ تبدیل و جایگزینی نمی‌یابی.«توضیح بیشتر آیات سورۀ ص (حضرت ایوب) را در لینک زیر بخوانید»
    http://arbabehekmat.net/fa/faq/index/term/231/question/1085#q-1085

  • معجزات حضرت عیسی (ع)
    پرسش 2 : جناب اقای دکتر غروی معزز سلام و ارادت میلاد مسیح علیه السلام بر شما و خانواده مبارک. نکته تفسیری شما پیرامون (معجزات حضرت عیسی) بسیار نو و شایسته توجه و تأمل است. آیا مرحوم ابوی گرامی شما، همین نظر را داشته‌اند؟ یا شبیه این نظر را در متون تفسیری دیده‌اید؟

    سرور مکرم و دوست گرانمایه جناب اجل عالی آقای دکتر عطاء الله مهاجرانی سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
    سلامت و توفیقات بیش از پیش جنابعالی را از آستان ربوبی مسألت دارم. و چشم به راه زیارت شما در خاک وطن هستم.
    از بذل عنایتی که نسبت به گفتار حقیر فرموده‌‌اید بسی سپاسگزارم و اما در خصوص پرسشی که فرموده‌اید باید به عرض عالی برسانم که بناء به گفته مرحوم والد، از مفسران هیچ یک در مقوله متشابهات ورود نکرده‌اند و ذکری در این باب ندارند. ایشان خود را اولین مفسری می‌دانستند که به تفکیک دقیق آیات محکم از متشابه پرداخته، و در باب همۀ آیات متشابه که از مشکلات قرآن هم محسوب می‌شوند، سخن گفته‌اند. پس در سلک مفسران پیش از ایشان، بناء بر تحقیق، کسی در این وادی گام ننهاده، اما برخی از مفسران حکیم و عرفاء مفسر بر این معانی و مفاهیم جلیله متعالیه تصریحاتی دارند. از جمله ابن عربی در ذیل آیه 49 سورۀ آل عمران می‌نویسد:
    انی قد جئتکم بآیة من ربکم تدل علی أنی آتیکم من عنده. «انی اخلق لکم» بالتربیة و التزکیة، و الحکمة العملیة، من طین نفوس المستعدین الناقصین، کهیئة الطیر الطائر الی جناب القدس من شدة الشوق. «فانفخ فیه» من نفث العلم الالهیّ، و نفس الحیاة الحقیقیة، بتأثیر الصحبة و التربیة. «فیکون طیراً» ای نفساً حیة طائرة بجناح الشوق و الهمة، الی جناب الحق. «و ابریء الاکمه» المحجوب عن نور الحق الذی لم تنفتح عین بصیرته قط، و لم تبصر شمس وجه الحق و لانور. و لم یعرف اهله بکحل نور الهدایة. و «الابرص» المعیوب نفسه بمرض الرذائل و العقائد الفاسدة، و محبة الدنیا، و لوث الشهوات بطب النفوس.
    «و احیی» موتی الجهل بحیاة العلم «باذن الله و انبّئکم بما تأکلون». تتناولون من مباشرة الشهوات و اللذات. «و ما تدّخرون فی بیوتکم». ای فی بیوت غیوبکم من الدواعی و النیات.
    و اما در ادبیات عرفانی و حکمی فارسی بسیار و در ادبیات عرب کمتر، اینگونه تشبیهات آمده است. در مثنوی مولوی از طیر و طائر و پرواز وپر و مانند اینها در معانی متشابه بسیار آمده است، مثل:
    احمد ار بگشايد آن پر جليل تا ابد مد‏هوش ماند جبرئيل‏
    چون گذشت احمد ز سدره و مرصدش و ز مقام جبرئيل و از حدش‏
    گفت او را هين بپر اندر پیم گفت رو رو من حريف تو نیم‏
    باز گفت او را بيا اى پرده سوز من به اوج خود نرفتستم هنوز
    گفت بيرون زين حد اى خوش فر من گر زنم پرى بسوزد پر من‏
    حيرت اندر حيرت آمد اين قصص بى‏هشى خاصگان اندر اخص‏
    بى‏هشيها جمله اينجا بازى است چند جان دارى كه جان پردازى است‏
    جبرئيلا گر شريفى و عزيز تو نه‏اى پروانه و نه شمع نيز
    شمع چون دعوت كند وقت فروز جان پروانه نپرهيزد ز سوز
    البته حضرتعالی بیش از حقیر به این موارد مطروحه در ادب آگاهی دارید و توضیحات من زیره به کرمان بردن است. باز به ابیات زیر می توان استناد نمود.
    آب و گل چون از دم عيسى چريد بال و پر بگشاد مرغى شد پريد
    هست تسبيحت بخار آب و گل مرغ جنت شد ز نفخ صدق دل‏
    كوه طور از نور موسى شد به رقص صوفى كامل شد و رست او ز نقص‏
    چه عجب گر كوه صوفى شد عزيز جسم موسى از كلوخى بود نيز
    یا این ابیات در معنای زنده کردن مردگان:
    تا دم عيسى ترا زنده كند همچو خويشت خوب و فرخنده كند
    از بهاران كى شود سر سبز سنگ خاك شو تا گل برويى رنگ رنگ‏
    سالها تو سنگ بودى دل خراش آزمون را يك زمانى خاك باش
    علاوه بر اینها و مهمتر از اینها خود آیات کتاب است که در آیات عدیده بر این معنا تصریح کرده است که آدم از گل و خاک و لجن گندیده و صلصال کالفخار آفریده شده و هدف از بعثت انبیاء، دمیدن در این خاک بوده است به کلام وحیِ خود، تا آدمی را زنده سازند و به پرواز به سوی خالق هستی و انضمام با او درآورند. اعجاز پیامبران در این دمیدن است با عنصر کلمه طیبه‌یی که مانند شجرۀ طیبه است. اصل آن ثابت در وجود مربی به تربیت الهی و شاخسار آن پراکنده در آسمان تعالی و رشد اخلاقی و علمی آدمی. بیش از این مصدق اوقات نمی‌شوم. امید است فتح بابی باشد در نگاهی جدید ـ قدیم به قرآن مجید.