دفتر نشر آثار علامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی

کد : 328
تاریخ انتشار : 1396/04/09
  • زکوة و احکام آن در قرآن
    پرسش 1 : سلام. لطفاً نحوۀ محاسبۀ زکات را، برای ما که کارگر هستیم و حقوق ماهیانه دریافت می‌کنیم، توضیح دهید؟

    با سلام. دو و نیم درصد از درآمد ناخالص هرشخص، چه دارا باشد یا نادار، زكوة است. حتی اگر خود مستحق دریافت زكوة یا خمس باشد!

  • پرسش 2 : سلام. من و همسرم حدود ده ساله که ازدواج کردیم و هیچوقت فکر نمی‌کردیم که ما هم در شمار پرداخت‌کنندگان زکات قرار می‌گیریم. ـ اولین سؤالم راجع به اینه که چه کسانی باید زکات بدهند؟ ـ دوم اینکه به چه کسی باید بدهند؟ ـ و سوم اینکه شما فرمودید که از درآمد ناخالص باید پرداخت بشه. منظورتون دقیقاً چیه؟ یعنی بالفرض اگر فیش حقوقی همسر من ۵ میلیون تومان رو مرقوم کنه، اما بعد از کسر بیمه و مالیات و ... این رقم به ۳ میلیون تومان کاهش پیدا کنه، ما باید ماهانه چه مبلغی به عنوان زکات پرداخت کنیم؟ خدا پشت و پناهتون

    با سلام و عرض ادب و تشکر
    دریافتی شما همان مبلغی است که به حساب شما واریز می‌شود، پس از کسر مالیات و نه بیمه. چون مبالغی که برای بیمه کسر می‌شود، سرانجام به صورت غیرمستقیم، به خود شخص پرداخت‌کننده بازمی‌گردد. بناءبراین از هریک میلیون تومان، بیست و پنج هزار تومان زكوة باید پرداخت نمود.
    وقتی آحاد مردم از درآمد ناخالص خود زكوة بپردازند، تعدیل ثَروت به درستی صورت می‌پزیرد. حتی فقراء و نیازمندان خود را موظف می‌دانند به کسانی که از خودشان تنگدست‌ترند و محتاج‌تر، کمک کنند. در هرحال دو و نیم درصد، مبلغ ناچیزی است.
    و اما زكوة، طبق آیۀ ۶۰ سورۀ توبه متعلق به هشت گروه است:
    «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»
    ۱ـ نیازمندان (از خویشاوندان و غیر آنها)
    ۲ـ درماندگان (از خویشاوندان و غیر آنها)
    ۳ـ گردآورندگان زكوة
    ۴ـ پیروان ادیان دیگر جهت تألیف قلوب
    ۵ـ کسانی که در بند شده‌اند (زندانیان)
    ۶- بدهکاران (از خویشاوندان و غیر آنها)
    ۷ـ در راه خدا (تبلیغ دین خدا که مقدم بر همه، تعلیم قرآن است و نیز انجام کارهای عام‌المنفعه مثل ساخت بیمارستان، مدرسه، مراکز علمی، پل، جاده و مانند اینها)
    ۸- رهگزر (مسافر)
    شایان توجه است که چگونگی پرداخت خمس و میزان آن هم، مثل زكوة، فقط در یک آیه از قرآن مذکور است.
    در آیۀ ۴۱ انفال خمس را متعلق به شش گروه می‌داند:
    «وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ ...»
    دریافت‌کنندگان خمس در 41 انفال در چهار مورد، گروه‌های مشترک با دریافت‌کنندگان زكوة در آیۀ ۶۰ توبه دارد، که عبارتند از:
    «مساكين» و «ابن سبيل» که در هردو آیه تَکرار شده
    و «لِلَّهِ» و «لِلرَّسُولِ» آیۀ خمس، که برابر است با «فِي سَبِيلِ اللَّهِ» در آیۀ صدقات (زكوة)
    مؤید به تأییدات حضرتش باشید.

  • پرسش 3 : از دیدن این پست و جوابگویی‌تون بسیار ذوق زده شدم، متشکرم. فقط یک مقدار، نوع نگاهتون به مسأله، با چیزایی که من از قبل میدونم، هماهنگی نداره. و همچنین باعث میشه من در پرداخت زکات دچار شک باشم، هرچند بنا به وجدانیات، همیشه مبلغی به عنوان صدقه به صندوق‌های نیازمندان پرداخت کردم. اون هم اینکه، اگرچه نگاه شما کاملاً عقلانی، توجیه پذیر به لحاظ استناد به آیات قرآن و به لحاظ تطبیق با روحیۀ بشردوستی هست، اما ما همیشه خونده بودیم که در دوران پیامبر، به دستور شخص پیامبر، زکات به ۹ چیز تعلق می گرفته و اون ۹ چیز جزو دارایی‌های ارزشمند به حساب میومدن و شخص پرداخت کنندۀ زکات هم جزو افراد متمول زمانه شون محسوب می شدند. اما شما می‌فرمایید که حتی فقرا هم باید درصد مشخصی از درآمدشونو به نیازمندتر از خودشون زکات بدن. این دو رویه، چطور با هم همخوانی پیدا می‌کنند؟

    تمام روایاتی که مطلق صدقات را منحصر در 9 چیز کرده، چون خِلاف آیات کتاب است، مردودند و غیرقابل استناد و عمل. در کتاب خدا هیچ ذکری از 9 چیز نشده و روایاتی که این تخصیص را به رسول خدا صلوات الله علیه نسبت داده‌اند، دچار خطاء فاحش شده‌اند و جمع بین چند روایت کرده‌اند، که هیچ یک مخصص نیستند.
    بناءبراین زکوة در همه چیز است و امروز نقدینگی رایج را هم شامل می‌شود.

  • پرسش 4 : مجدداً مزاحمتون شدم تا باز هم دربارۀ زکات بپرسم. آیه‌ای که بهش استناد کردید، لغت صدقه رو آورده و نه زکات. آیا شما هردو را به یک معنی میگیرید؟

    زكوة در 33 آیه از قرآن کریم آمده است که فقط در 5 آیه همراه با صلوة نیست.
    در تمام این آیات ایتاء زكوة در مفهوم کلی، مطلق «پاک کردن و تزکیه» است که البته از ایتاء مال شروع می‌شود. زیرا انسان اگر نتواند از قسمتی از مال خود در راه خیر، و مخصوصاً به نیت فقرزدایی از جامعه، چشم بپوشد، به تزکیۀ اصلی و حقیقی، به تزکیۀ اصلی و حقیقی که تصفیۀ باطن از رذائل اخلاقی است، و از مهمترین و عالی‌ترین اهداف الهی در بعثت انبیاء بوده است، دست نمی‌یابد.
    و اما آنچه «زكوة» مصطلح فقهاء است و نصاب برای آن تعیین شده، تحت عنوان صدقه در قرآن کریم مذکور است که فقط در یک آیه، مستحقین آن را متذکر گشته است. فعل آن از باب تفعّل آمده یعنی «تصدّق». در 8 آیه «صدقات» در معنای خاص زكوة مصطلح فقه آمده است، مثل: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ ...» (بقره 264) و اسم فاعل آن به صورت مؤنت و مذکر در دو آیه مذکور است: در 35 احزاب «الْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ» و در 18 حدید «الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ» که تاء در صاد ادغام شده است.
    بناءبراین لفظ «زكوة»، بمانند لفظ «انفاق»، مفید عمومِ دَهِش و ایتاء و اعطاء است که هیچ ذکری از گیرندگان مستحق آن نمی‌کند.
    تمام مفسران و اکثر قریب به اتفاق فقهاء، صدقات مذکور در آیۀ 60 سورۀ توبه را زكوة مصطلح دانسته‌اند.

  • پرسش 5 : سلام و عرض ادب مطلبی که در مورد زکات در کانال ارباب حکمت نوشته شده بود، برای من عجیب بود: «دو و نیم درصد از درآمد ناخالص هرشخص، چه دارا باشد یا نادار، زکوة است. حتی اگر خود، مستحق دریافت زکوة یا خمس باشد!» دارا یا نادار؟ وقتی کسی برای تغذیۀ فرزندانش مشکل داشته باشه، به نظرم نمیتونه پولی رو کنار بگذاره برای زکات. شاید با همون پول بشه یک وعده نان به فرزندش بده! درک این موضوع بدون توضیح برای من سخته، حکمتش از عقل من خارجه، آیا ممکنه توضیح کوتاهی بدهید؟

    سلام علیکم.
    چه اشکالی دارد که همۀ آحاد مردم خود را موظف بدانند از درآمد ناخالص خود، فقط دو و نیم درصد را، طبق آیۀ کریمه در سورۀ توبه، پرداخت کنند؟!
    حقاً مبلغ ناچیزی است.
    قضیه کاملاً عقلی است. کسی که درآمدی ندارد، طبعاً از کسانی است که زکات به او تعلق می‌گیرد. حال که فقیر محتاج، این مبلغ مشخص را، به عنوان زكوة دریافت می‌نماید، چه خوب است که دو و نیم درصد آن را، به عنوان زكوة، به محتاجتر از خود پرداخت کند!
    از این هم غافل نشویم که هرکس هم که توان مالی ندارد، می‌تواند در یک یا چند مورد مذکور در آیه، زكوة خود را از علمش و یا از طریق بعضی خدمات، به جامعۀ هدف ارائه نماید.
    مثلاً یک رانندۀ تاکسی می‌تواند شخص نیازمندی را از نقطه‌یی به نقطۀ دیگر ببرد.
    یا فرزند دانش‌آموز یک فقیر نیازمند، می‌تواند به دانش‌آموز فقیرتر از خود، درسی را که بهتر آموخته، تعلیم دهد.
    و مانند اینها که بسیار است.
    مطلب اساسی در این باب این است که باید نظام پرداخت عمومی زكوة را به همۀ مسلمانها آموخت، تا جامعۀ نادار و محتاج، به تدریج از بین برود.

  • پرسش 6 : سلام خدمت شما استاد بزرگوار بنده کارمند هستم و در مدت ده سال کار چندین وام گرفتم تا بتوانم زمین یا منزلی تهیه کنم، ولی با این مبلغ موفق نشدم. ناچار شدم این مبلغ را در بانک سپرده‌گذاری کنم و از سود آن قسط وام را پرداخت کنم. آیا به این پول زکات تعلق می گیرد؟ با تشکر از شما

    اولاً؛ اگر سودی بیشتر از میزان تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی یا مرکز آمار ایران، به شما تعلق گیرد، ربا محسوب است و حرام.
    ثانیاً؛ به سودی که می‌گیرید، چون درآمد ناخالص است، به میزان دو و نیم درصد، زكوة تعلق می‌گیرد.

  • پرسش 7 : دوستی پرسیدند که ما روزانه مبلغ مشخصی رو برای صدقه کنار میذاریم، آیا باز هم باید زکات بدیم؟

    البته آنچه را که تاکنون به صندوق صدقات ریخته‌اید، جزو دین شما بابت زكوة محسوب است، إن‌شاءالله. اما از این پس با لِحاظ کردن دو موضوع، زكوة خود را پرداخت نمایید:
    ـ اول آنکه با محاسبه باشد، و از حداقل، که دو و نیم درصد از درآمد ناخالص است، کمتر نشود.
    ـ دیگر آنکه هرآنچه را که به عنوان زكوة می‌دهید، باید مستقیماً به دست نیازمندان از طبقات مذکور در آیه برسانید.

  • پرسش 8 : سلام و عرض ادب دارم خدمت آقای دکتر غروی اینجانب سالهاست که در مورد زکوة مشکل داشته‌ام و متأسفانه مرجعی برای مطالعۀ آن نیافته‌ام. با توجه به اینکه کارمند بازنشسته هستم و درآمدی کمتر از هزینه‌های واقعی دارم و به جهت حساس بودن به موضوع مهم و فراموش شدۀ زکوة در مذهب و اینکه در واقع اطلاعات عموم جامعه و اینجانب در سطح بسیار نازلی قراردارد، خواهشمندم اگر امکان راهنمایی بیشتر یا معرفی کتابی در این زمینه وجود دارد، لطفاً کمک بفرمایید با تشکر

    مرحوم والد، آیة الله سید محمدجواد غروی، در دهۀ 1340 کتابی تحت عنوان «اقتصاد و تعدیل ثَروت در اسلام» تألیف کرده‌اند، که دیگر تجدید چاپ نشده. و البته چون نظرات ایشان قدری متفاوت است، شاید آنچه را که در پی آن هستید، در جای دیگری پیدا نکنید. اما می‌توانید کلمۀ «زکات» در اینترنت، به منابع بسیاری دسترسی پیدا کنید.

  • پرسش 9 : با درود و احترام ضمن تشکر بابت ارسال پاسخ سؤالات قبلی، سؤالی در همان زمینه داشتم. در مورد درگذشتگان، بحث «ردّ مظالم» چگونه است؟ چگونه محاسبه می‌شود؟ و مصارف آن کجاست؟ ممنون

    چه خوب است که مظلمه‌یی توسط انسان مؤمن، اصلاً واقع نشود، و از راه حرام ارتزاق نکرده باشد، و یا مال حرامی در مال او راه نیافته باشد.
    اما حال اگر کسی گمانش بر این است که احتمالاً در جایی دچار خطائی شده، و یا مظلمه‌یی را مرتکب گشته، چه خوب است مال خود را از طریق انفاق به فقراء و درماندگان و نیازمندان پاکیزه سازد. این هم از جمله زكوةهایی است که در کنار لفظ صلوة، در کتاب مجید ذکر گردیده و به نیت تزکیه و تطهیر، پرداخت می‌گردد. بناءبراین گیرندگانش، همان هشت طبقه‌یی استکه در آیۀ صدقات (زكوة مشهور در فقه) مذکور است. (60 توبه)
    میزان آن هم بستگی دارد به نیت و سنجش کسی که خود را در معرض این مظلمه و جریمۀ آن می‌بیند.
    و اما در خصوص درگزشتگان، اگر خود ردّ مظالم نکرده باشند، باز چه خوب است وارثان و بازماندگان و حتی اقرباء و خویشان بر تزکیۀ ذات باقی او اقدام نمایند.
    و البته بدانند که همین هم اگر در جهت صحیح خود هزینه نشود، نه تنها ثوابی به او نمی‌رسد، بلکه چون خطاء مجدد با مال خود او صورت گرفته، عِقابی مجدد هم نصیبش می‌گردد!!

  • پرسش 10 : احکام زکوة چیست و آیا آن گونه که می‌گویند بر نُه چیز تعلق می‌گیرد؟

    زکوة بر كليۀ دستاوردها و اموال تعلق مي‌گيرد. اين مطلب كوتاه، که از کتاب «شرح سالۀ» علامه سید محمد جواد غروی آورده شده، تبيين اين موضوع است كه زكات بر كليۀ دستاوردها و اموال انسان تعلق مي‌گيرد و منحصر در نه چيز نيست؛ب
    تحقيق اين است که زکوة در جميع حبوبات از برنج و ارزن و لوبيا و ماش و عدس و کنجد و نخود و غير اينها واجب مي‌باشد و اخبار در اين باب بسيار و حمل بر استحباب شاهدي از اخبار ندارد و اخباري که محدود به نه چيز کرده موهون است و متون آنها دلالت بر وهنشان دارد از قبيل خبر طيار در صورتي که امام عليه السلام بايد بفرمايد «واجب نيست ولي مستحب است» نه آنکه در جواب سائل غضب کند و او را براند. و آيۀ مبارکه: «يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ» (بقره 267)، دلالت دارد بر وجوب انفاق از همه چيز و از آنچه از زمين بيرون مي‌آيد، مگر چيزهايي که به نصوص قاطعه استثنا شده‌اند. پس محصولاتي مثل چغندر‌قند و مطلق چغندر، شلغم، سيب زميني، چاي، هويج، و نيز آذوغۀ حيوانات، مانند يونجه و شبدر که خشک مي‌کنند، هر يک وقتي به انصاب غلات برسد، خرج در رفته، دادن صدقه (زکوة مصطلح) از آنها واجب است. زيرا «امر»، هرگاه قرينه‌يي بر استحباب يا معاني ديگر نداشته باشد، دليل بر «وجوب» است، مثل تمام آياتي که مشتمل بر امر است و قرينه‌يي بر استحباب آن در آيه نيست. و شرح آن در فقه بيان شده.
    بناءبراين توضيحاً بايد گفت: آيات کتاب خدا بر وجوب زکوة در آنچه از زمين و اشجار و اموال ديگر بدست مي‌آيد صراحت دارد. مثل آيۀ قبل و آيات زير:
    «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا»(توبه 103). از اموال مسلمين صدقه بگير تا ايشان را بوسيلۀ آن پاک و پاکيزه گرداني.
    در اين آيه، «اموال» جمع است و شامل همۀ انواع مال‌ها مي‌شود، آنچه از زمين بيرون مي‌آيد و آنچه از خارج زمين بدست مي‌آيد. و در آيۀ ديگر فرموده:
    «يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ». اي کساني که ايمان آورده‌‌اند، از هر آنچه که شما را روزي داده‌ايم انفاق کنيد.
    و چنانکه آيۀ قبل مفيد عموم بود، اين آيه نيز صريح در عموم اشياء است. و در اين آيۀ اخير امر مي‌کند به اينکه از هر مالي که به شما روزي کرده‌ايم انفاق کنيد. و در آيۀ اول تأکيد دارد که از هر چه از زمين برايتان بيرون آورده‌ايم انفاق کنيد.
    ديگر آنکه «ما»ي موصوله از الفاظ عموم است در «مِمَّا أَخْرَجْنَا» و «مَا كَسَبْتُمْ» و «مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ». و هر‌گاه مراد برخي از اشياء بود، بايد در کتاب به آن تصريح مي‌شد. زيرا قرآن کامل و مبين و تفصيل است و بايد به اشياء که صدقات(زکوة) بر آنها واجب مي‌شود تصريح نمايد. پس هر چه در زمان نبي، در دسترس بوده، امر به گرفتن زکوة از آن کرده، و اشيائي که عرب نداشته‌اند تکليفي بر آنها نبوده است. ولي عموم قرآن، براي کساني که داراي اشياء ديگرند تکليف را مشخص کرده است، و اخبار هم در مورد چيزهايي که وقتي به حد نصاب رسيد بايد زکوةش را بدهند، بسيار است.
    و اما اخباري که زکوة را منحصر به نه چيز کرده مجعول و منحول است، و اخباري آحاد است که موجب علم نمي‌شوند و حجت نبوده مختص کتاب هم نيستند تا کتاب را از عموم بيندازند با اين حال، فقهاء، علاوه بر نفي عموم، بدون برهان قاطع کتاب الهي را تخصيص زده‌اند. در صورتي که هر چه در قرآن، با «مادۀ امر» يا «صيغۀ امر» آمده، واجب و قطعي است.
    مادۀ امر مثل: «إِنَّ اللَّهَ يأْمُرُكُمْ»(بقره 67) ـ (نساء 58) و امر به صيغه مثل: «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا»(بقره 43).

  • رابطۀ زکوة با صلوة
    پرسش 11 : معنای زکوة در آیات قرآن چیست؟

    تزکیه در لغت عرب به معنای پاکیزه ساختن اصل و اصالت هرچیزی است از آنچه بر او، و در او دخیل گشته، و اگر چنین پاکیزه سازی برای هرچیز صورت نگیرد حتماً اصل و اصالت آن مورد تردید قرار می‌گیرد، و به عنوان یک واحدِ فاسدِ شده یا در شرف تباهی قلمداد می‌گردد.
    در قرآن کریم، ضمن اینکه بر خلوص و پاکی همه اشیاء عالم تأکید نهاده شده، اما ویژگی خلوص را به عمل انسان داده و بر این معنا تصریح نموده که تا تزکیه و پاکیزه سازی صورت نگیرد، ظهور خلوص و یک دستی محقق نگردد.
    خدای تعالی در قرآن مجید بر تزکیه در دو چیز، بیش از هر چیز دیگر، اصرار ورزیده است، یکی نفس آدمی و دیگری مال آدمی.
    و بر این پایه است که هرجا مناسب دیده است زکوة را به صلوة چسبانیده، گویا نماز بدون پاکیزه سازی نفس و مال، بی معنا و بی حاصل است.
    لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (بقره 177)
    در این آیه اصلاً نماز را بدون فراهم آوردن این مقدمات پنجگانه، در شمار عبادات بحساب نمی‌آورد.
    عین نیکی و خیر و برّ، آن آدمی است که ایمان به خدا آورده باشد و نیز به روز پایان و فرشتگان و کتاب و پیامبران، و بعد از چنین ایمان و هم به موازات آن، مال خود را در عین حالی که بسیار دوستش دارد، به شش گروه زیر بدهد: 1- خویشان 2- یتیمان 3- درماندگان 4- به راه ماندگان 5- پرسشگران (گدایان) 7- دربندشدگان، که شامل انواع زندانیان می‌گردد، از سیاسی و غیر سیاسی.
    آنگاه رسد به برپایی نماز و ایتاء زکوة، که این دو، همراه و تفکیک ناپزیرند، صلوة و زکوة. و زکوة در تمام آیات قرآن، چه در کنار صلوة باشد یا نباشد، به معنای پاکیزه ساختن نفس است و مال. چون مال است که به جهت کسب بیشتر، در انسان ایجاد حرص و طمع می‌نماید و او را از تزکیه نفس باز می‌دارد.
    از 32 آیه یی که «زکوة» در آنها مذکور است، در 27 آیه زکوة با صلوة آمده است و این میزان اهمیت تزکیه نفس همراه با مال را در کنار نماز، نشان می‌دهد. و اساساً زکوة در لغت، به همین معنا است.
    مفردات راغب می‌نویسد: «اصل زکوة، رشد حاصل از برکت خدای تعالی است که هم در امور دنیوی و هم اخروی لحاظ می‌گردد. معنای دیگر آن، چیزی است که انسان از مالش خارج و به تنگدستان می‌دهد، و این عمل را برای پاکیزه سازی نفس یا رشد دادن آن به خیرات و برکات انجام می‌دهد، و هرجا که خدای تعالی در کتاب مجیدش آن را با صلوة کنار هم آورده، مرادش تزکیه نفس و طهارت آن بوده است، تا انسان در دنیا دارای صفات پسندیده گردد و در آخرت، اجر و ثواب آن را دریافت دارد.»
    راغب در ادامه بیان خود می‌نویسد:
    «این تزکیه و پاکیزه سازی یا زکوة، گاهی به عبد یا بنده نسبت داده شده، مثل قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا (شمس 9) یا قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّی (اعلی 14) و گاهی به خدای تعالی نسبت داده شده، زیرا او در حقیقت فاعل این امر است، مثل: بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ (نساء 49)(یعنی کسی را خدا پاک می‌سازد و پاکیزه می‌گرداند که در راه او باشد، زیرا جز او را نمی‌خواهد که پاک شود.)
    و گاهی فعل تزکیه را به پیامبر نسبت می‌دهد، زیرا واسطۀ وصول آن به مردم است. مثل خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا (توبه 103) و یا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ (آل عمران 164).
    و گاهی آن را به نفس عبادت نسبت می‌دهد، زیرا عبادت خود ابزار تزکیه است، مثل: وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً (مریم 13)، وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ (مؤمنون 4)
    یعنی هر عبادتی را که انجام می‌دهند به این قصد است که بیشتر تزکیۀ الهی نصیب آنها گردد و در عین اینکه نفس خود را تزکیه می‌کنند، توفیق الهی هم شامل حالشان گردد و خدا هم با هدایت خود آنها را پاکیزه و مطهر سازد.
    راغب می‌گوید: انسان به دو صورت می‌تواند خود را پاکیزه سازد، که یکی محمود و پسندیده است و دیگر نامحمود و ناپسند.
    وجه اول از قول و فعل انسان مشهود است و در این آیات کریمه از قول خدای تعالی، مراد همین وجه اول است که پسندیده است، قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَاـ یا ـ قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّی.
    و اما آن وجه که ناپسند است، این است که آدمی از پاکیزه بودن خود تمجید کند و خود را به تزکیه بستاید ازینرو است که خدای عزوجل از این تزکیه انسان را نهی فرموده و گفته است: فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ (نجم 32).
    و این تأدیب است و تذکیر بر زشتی این عمل که انسان خود را به پاکیزگی و تزکیه بستاید، زیرا که عقلاً و شرعاً چنین فعلی حرام است.» پایان سخن راغب.
    پس انسان مُزکّی به تزکیۀ الهی و مربّی به تربیت او به گونه‌یی دیگر، بندگی خدا می‌کند و می‌اندیشد و عمل می‌کند. و فعل او سوای آن چیزی است که امروز ما در میان خود شاهد آن هستیم. انسان تزکیه یافته به هدایت الهی حتماً مبنای عمل خود را بر اخلاص نسبت به دین و خدا قرار می‌دهد.
    در معنای اخلاص می‌گویند: پاکیزه ساختن اصل هرچیز از تمام زوائد و آلودگیها و پیرایه‌ها. ازینرو است که اهل ایمان می‌گویند: وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ، یا حضرت باری می‌فرماید: إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ ـ یا ـ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ.
    حال در نظر بیگریم جهان اسلام را و مسلمانان خصوصاً شیعیان کشور خودمان را که تا تزکیه و اخلاص چه همه فاصله داریم. و چقدر ما نیازمندیم به تزکیه و اخلاص در عرصه عمل سیاسی و اجتماعی. به جای این رکن رکین در جهت اعتلاء اخلاق چه همه پلیدیهای اخلاقی در شراشر وجودمان جاری است و هیچ جهادی هم در راه اخلاص و تزکیه و پاکیزه سازی بعمل نمی‌آوریم. چه همه دروغ و ریاء و تزویر و بی عدالتی و حق کشی و تهمت و غیبت و امثال این رذائل اخلاقی در کوچکترین عمل اجتماعی یا سیاسی ما مشهود است. به راستی ما ایمان به آخرت و معاد و قیامت و عذاب و عقاب یا ثواب و اجر داریم که اینگونه عمل می‌نماییم؟!
    ملتی رشد می‌یابد که در احراز و کسب صفات جمال الهی توفیق یابد و این نیاز امروز کشور ما است. سیاستمداران ما و کنشگران در عرصۀ اجتماعی در کشور ما و نیز در میان سایر مسلمانان متأسفانه در جهت مخالف خصال پسندیده و اخلاق حمیده سیر کرده‌اند و اکنون می‌توان به صراحت و شجاعت گفت که بعضاً در اوج بداخلاقی و بی اخلاقی اقدام به عمل می‌کنند. ما برای اصلاح مملکت خود نیازمند اصلاح اخلاق هستیم، و الاّ دینداری ما، هم برای خودمان بی اثر و بی حاصل بوده است و هم نزد خدا متضمن شرک که خدای تعالی در نکوهش آن فرموده است: إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ.
    و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته