دفتر نشر آثار علامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی

کد : 329
تاریخ انتشار : 1396/05/24
  • آیات 16 و 17 سورۀ فرقان
    پرسش 1 : تفسیر آیه 16 و 17 سوره مبارکه فرقان چیست؟

    قُلْ أَذَٰلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ۚ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاءً وَمَصِيرًا (15)
    لَّهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ خَالِدِينَ ۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ وَعْدًا مَّسْئُولًا (16)
    وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَٰؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ (17)

    آیات قرآن معمولاً گروه گروهند، و گاهی بیان یک یا دو آیه به تنهایی موضوع را روشن نمی‌کند، از جمله آیات 16 و 17 فرقان که در یک گروه از آیات قرار گرفته‌اند. اگر از آیه 15 شروع کنیم معنی بهتر درک می‌شود، هرچند که بازهم میان مطلب است.
    در این آیه خدای تعالی به پیامبر رحمت دستور می‌دهد از مردم بپرسد: آیا عذابی که انکار کنندگان ساعت دچار می‌شوند و در آیه 12 تا 14 وصفش را آورده بهتر است یا بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده. در آن بهشت ـ که قبل از قیامت ـ در دنیا شکل می‌گیرد ـ هرچه را از حلالها و نعمتها و زیباییها و تعالی‌ها و کمال‌ها که بخواهند در دسترس‌شان هست و همیشه هم هست و این وعده‌یی که خدای تعالی در قبال انجامش مسؤول است. مثلاً در دنیا اگر کسی جهاد در راه کسب علم و معرفت و اخلاق کرد، اینها صفات ذاتی او می‌شود و دیگر هرگز زائل شدنی یا فراموش شدنی یا انکار کردنی نیست، و این بهشت جاویدان و نعمت پایدار او است و او همین را می‌خواسته و برای بدست آوردنش جهاد کرده است.
    و اما گروه دیگر وقتی به روزی برسند که خدای رب العالمین آنها را محشور گرداند و بهم گِردآوَرَد، و نیز همۀ آنچه را که امروز هم ایشان در دنیا بندگیشان را می‌کنند، پس آنگاه از این معبودان دنیوی می‌پرسد: آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا اینکه خودهاشان گم کردند راه را؟! هم اینان، چون عادت بر دروغگویی کرده‌اند و این صفت ذاتی آنها شده است، در قیامت هم نمی‌توانند جز بر پایۀ صفات ذاتی خود سخن بگویند، ازینرو در پیشگاه حضرت باری هم به دروغ می‌گویند: خداوندا! تو منزه و عاری از هر نقصی هستی و اصلاً ما را نسزد که جز تو اولیاء دیگری اتخاذ کنیم. ولی تو بهره‌مندشان ساختی و نیز پدرانشان را تا آنکه فراموش کردند یاد (تو را) و اینان مردمانی نابود شده گشتند.

  • آیه 41 سورۀ عنکبوت
    پرسش 2 : آیه 41 سوره عنکبوت را توضیح دهید.

    مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا ۖ وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ ۖ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
    مثل آنان که گرفتند جز خدا دوستانی را، به مانند مثل عنکبوت است که خانه‌یی ساخت و به راستی که سست‌ترین خانه‌ها همان خانه عنکبوت است چنانچه می‌دانستند.
    توضیح آنکه هرکس جز خدا کسی را به دوستی بگیرد، یعنی به جای خدا از کسانی که در راه خدا نیستند کمک و راهنمایی بخواهد، آن کمک و آن حمایت و پشتیبانی و راهنمایی، مثل خانه عنکبوت است که هیچ استحکامی ندارد و به زودی، در اثر کوچکترین ضربه‌‌یی نابود می‌شود. هم خود عنکبوت و هم خانه‌اش.

  • باقیات الصالحات
    پرسش 3 : باقیات الصالحات چیست؟!

    ما، به جهت آنکه مسلمانیم، یعنی خود را تسلیم اوامر و نواهی الهی نموده‌ایم، باید مبانی اندیشه خود را از کتاب خدا اخذ نماییم و بنیان سخن خود را بر پیکرۀ آیات کتاب خدا بناء نهیم.
    از منظر کلام الهی در قرآن کریم، هر عمل صالحی در زمرۀ باقیات الصالحات است، ازینرو است که خدای تعالی آن را یکی از سه رکن فلاح و رستگاری و دریافت اجر و ثواب و دخول در بهشت قلمداد کرده و فرموده است:
    إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (بقره 62)
    به راستی آنان که ایمان آورده‌اند و آنان که یهودی بوده‌اند و آنان که نصارایند و نیز صائبان (که پیروان مذاهب غیر آسمانی هستند) هریک که ایمان به خدا و آخرت داشته باشد و عمل به صلاح و درستی کند، مزد آنان نزد پروردگارشان محفوظ است و نه ترسی بر آنان است و نه اندوهی.
    در دو آیۀ زیر هم بر همین معنا تصریح شده است:
    الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا (کهف 46)
    مال و فرزندان زینت حیات دنیا هستند و ماندگارهای درست بهترین است نزد پروردگار تو از نظر ثواب و دورنگری.
    وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَّرَدًّا (مریم 76)
    و افزون سازد خدا بر آنانکه راه یافتند و ماندگارهای درست بهترین است نزد پروردگار تو از نظر ثواب و گزینش محل بازگشت.
    این هر دو آیه مفهوماً در نکوهش دنیا و مال و فرزندان است؛ اگر بخواهند انسان مؤمن را از عمل صالح و طی طریق فی سبیل الله باز دارند.
    آیات پایانی سورۀ منافقون نیز دلالت بر همین معنا دارد:
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ ۚ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ، وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِينَ، وَلَن يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا (منافقون 8 تا 10)
    ای آنان که ایمان آورده‌اند، سرگرم نسازد شما را مالهاتان و فرزندانتان از یاد خدا، و هرکس که چنین کند، پس هم اینان خود زیان کارانند. و خرج کنید از آنچه ما روزیتان کردیم پیش از آنکه بیاید هریک از شما را مرگ، پس آنگاه بگوید ای پروردگار من چه می‌شد اگر (مرگ) مرا اندک زمانی به تأخیر می‌انداختی تا صدقه دهم و از صالحان باشم؟! و حال آنکه به تأخیر نیندازد خدا (مرگ) هیچ جانی را هرگاه که اجل او فرارسد.
    و باز در آیه‌یی دیگر مَثَل مؤمنان انفاق کننده در راه خدا را به دانه‌یی زده است که هفت خوشه دهد و در هر خوشه هفتصد دانه باشد، و این خداوند است که چندین و چند برابر می‌سازد برای هر‌کس که بخواهد. و قطعاً برای کسی نمی‌خواهد جز مؤمنان انفاق کننده در راه خدا.
    مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (بقره 261)
    اما انفاق در راه خدا با لحاظ کردن یک شرط اساسی و الزامی مورد قبول باری تعالی قرار می‌گیرد، و آن این است که همراه با منت و آزار نباشد.
    الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (بقره 262)
    سپس خدای تعالی تصریح می‌نماید که اگر شخصی که از او مطالبۀ انفاق در راه خدا می‌شود، بخواهد با منت گزاردن و آزار روحی و اخلاقی دادن، انفاق کند، بهتر آن است که به گفتاری پسندیده و با خوش زبانی و طلب آمرزش، بگوید که نمی‌تواند انفاق کند.
    و اگر کسی با منت و آزار، انفاق کند، عمل خیر خود را باطل ساخته و بمانند این است که دانه را بر سنگی خارا کاشته باشد و قدری خاک بر روی آن ریخته باشد. همین که اولین رگبار بر آن ریزد، همه را می‌شوید و با خود می‌برد و هیچ اجری عائد انفاق کننده نمی‌شود.
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (بقره 264)
    اما چه انفاقی در راه خدا مقبول درگاه الهی است؟! آن انفاقی که فقط برای جلب خشنودی و رضای الهی انجام گیرد، و در نفس انفاق کننده این عمل به خوبی تثبیت شده باشد.
    چنین انفاقی به مانند باغی است بر تپه‌یی که حتی با نم نم بارانی هم سبز و باطراوت است و میوۀ خود را دو چندان می‌دهد.
    و راه خدا شعب و فروع بسیار دارد، که مهمترین آنها انفاق و هزینه کردن در راه رشد فکری و اعتلاء فرهنگی جامعه است. زیرا این مسیر و طی کردن این طریق است که آسیبهای اجتماعی دیگر را می‌زداید مثل فحشاء و فقر و اعتیاد و دروغ و عمل غیر صالح...