دفتر نشر آثار علامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی

کد : 2011
تاریخ انتشار : 1394/12/08

قرآن، علی و مجلس شورا

آنچه در پی می‌آید بخشی از خطبۀ نماز جمعۀ علامه سید محمد جواد غروی است پیرامون حدیث متواتر پیامبر اسلام که «ثَلاثٌ مَن کُنَّ فیهِ فَهُوَ مُنافِقٌ». و نیز تبیین وظائف نمایندگان مجلس و روش امیرالمؤمنین علیه السلام در حکومت. این خطبه در تاریخ 10 مرداد 1359، مصادف با 19 رمضان 1400 ایراد گشته است.
با کمال تأسف، ما یک تربیت ثابت مستمری که اقلاً یک نسل ادامه یافته باشد، نداشته‌ایم! برای اینکه تبلیغات دینی، آن طور که باید، نداشته‌ایم. تشکیلات صحیح دینی هم نداشته‌ایم. ظلم و ظالم، طاغوت و مفسد هم مسلط بر ما و بر سرنوشت ما بوده است. پس تربیت نشده‌ایم. انسان هم تا غذاء نخورد سیر نمی‌شود، تا آب نخورد سیراب نمی‌گردد، تا لباس نپوشد پوشیده نمی‌شود، تا در آدم شدن هم زحمت نکشد، آدم نمی‌شود!! کار باید کرد، فعالیت باید کرد، تصمیم و اراده می‌خواهد. اگر انسان اراده کرد و تصمیم گرفت، آسان می‌شود. ولی باید ببینیم آیا جوّ داخل ما و محیط ما مردم، که انقلابی هستیم، از هر جهتی سالم است؟! نه! سالم نیست! خیلی از ماها همانیم که بودیم! تربیت شدۀ طاغوت!! درست است که مقابل طاغوت ایستادیم، ولی صفات طاغوتی را که به شکل دیگری داشته‌ایم، دور نیانداخته‌ایم!! منتظر بودیم که توانایی پیدا کنیم و آن صفات طاغوتی را باز بکار ببریم. باز احتکار کنیم، باز انحصار کنیم، باز ظلم کنیم، باز دروغ  به همدیگر بگوییم، باز خدعه و نیرنگ داشته باشیم. این نشد!! اگر اینطور باشد ما نمی‌توانیم به نتیجه  برسیم.
از طرف دیگر یک چیزهایی هم واقعاً میانه ما ملت منسوخ شده است! گویا اصلاً از دین نبوده و نیست. کَاَنَّه در اجتماع نقشی نداشته! مثل دروغ و حرام بودن آن، و اینکه چه آثار سوئی بر آن مترتب می‌شود! دروغ، پیش ما چیزی نیست، و حال آنکه از اعظم گناهان است! پیغمبر(ص) در حدیث مُتَّفَقٌ عَلَیه، که شیعه و سنی  هر دو روایت کرده‌اند و متواتر است، فرموده:
 ثَلاثٌ مَن کُنَّ فیهِ فَهُوَ مُنافِقٌ، وَ اِن صامَ وَ صَلَیَّ وَ زَعَمَ اَنَّهُ مُسلِمٌ، وَ مَن کانَت فیهِ واحِدةٌ مِنهُنَّ، کانَت فیهِ خَلَّة مِنَ النِّفاقِ، مَن اِذا حَدَّثَ کَذَبَ، وَ اِذا وَعَدَ اَخلَف، وَ اِذَا اؤتُمِنَ خَان
و در حدیث دیگر: وَ اِذا عاهَدَ غَدَر وَ اِذا خَاصَمَ فَجَر.
سه ویژگی است که در هرکس باشد منافق است، حتی اگر روزه گرفته باشد و نماز گزارده باشد و گمان برده باشد که مُسلم است، و اگر یکی از آن خصلتها در کسی باشد، مشتی از نفاق در او هست، کسی که هرگاه سخن گفته باشد دروغ گفته باشد، و هرگاه وعده داده باشد، خلف وعد کرده است، و هرگاه مورد اطمینان قرار گرفته خیانت کرده است.
رئیس و مرؤوس ما باید مقید باشند اگر وعده یی دادند، حتماً در همان وقتی که گفته‌اند انجامش دهند. قرآن می‌فرماید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ (صف 2و3)
 ای کسانی که اهل ایمان هستید، مبادا چنین باشید که چیزی بگویید و نکنید، چرا سخنی را می‌گویید که بر طبق آن عمل نمی‌کنید و بدان وفادار نیستید؟
 «كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ»  غضب خدا بسیار بزرگ است برای کسانی که بگویند و نکنند. ببینید! خلاف وعده را این قدر اهمیت می‌دهد. دیگر آنکه؛ در امانت خیانت نکند. اینجا دیگر کار مشکل می‌شود. خیانت در امانت! هر کسی هر مسؤولیتی را که بر عهده دارد، چه در کسب و چه در مشاغل دیگر، امانت خلق را در اختیار دارد. هیچ نوع خیانتی نباید بکند! شما در هر شغلی که هستید و هر مسؤولیتی که بر عهده دارید، باید عمل شما منصفانه و عادلانه باشد، باید در کارتان عادل باشید و الّا خائن هستید! امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه، صفات خائن را برای خیاطی که پارچه های زائد و دورریز برای خود کنار گزاشته بود، برشمرد و گفت: حتی خیانت در یک نخ و سوزن هم خیانت است.
مقصود اینکه از اینجا بگیر و برو تا مجلس شورا! آنجا چطور است؟! آنجا هم همین طور! اینها امناء مردم هستند. آنجا نشسته‌اند، نباید به هیچ وجه، با فردی از افراد ملت، در هیچ موضوعی از موضوعات، خیانت کنند! به تمام معنا کارها باید روشن و واضح باشد و در اختیار ملت! دو رو نداشته باشد! ظاهر و باطن نداشته باشد! چیزی از ملت مخفی نباشد! همه چیز آشکار باشد! نه اینکه در روزنامه ها بنویسند و بگویند که اوضاع دلالت می‌کند بر سفیدی ماست و سیاهی ذغال! اینها که مطرح نیست! باید کُنه و بُنه حقایق مطالب جلو مردم روشن باشد! چونکه قرآن دین اسلام را نور و اهل اسلام را هم داخل شده در نور می‌خواند. نور یعنی چه؟ نور را چنین تعریف می‌کنند که؛
هُوَ الظَّاهِرُ بِذاتِهِ المُظهِرِ لِغَیرِه.
نور آن است که خودش پیدا است و چیزهای ناپیدا را هم ظاهر می‌کند.
قرآن هم اسلام و مسلمانها را نور می‌خواند. ابهام در مسلمانها به هیچ وجه معنی ندارد. همه باید اینطور باشیم. نه تنها نمایندگان مجلس شورا باید اینطور باشند، بلکه همه ملت! پوشیده و پنهان معنی ندارد. چرا؟ برای اینکه پوشیدگی و پنهان کاری، برای دروغ و تزویر و تغلب[1] و خدعه و نیرنگ و کلاه سر مردم گزاشتن است. اگر این نباشد که پوشیده و پنهان دیگر معنی ندارد. همه چیز باید ظاهر باشد. و تمام مطالب باید در اختیار مردم باشد.
از طرف دیگر معنای اینکه مردم وکلائی انتخاب کرده‌اند و به مجلس فرستاده‌اند، این نیست که دیگر خودشان مرده‌اند و اختیار را از خود سلب نموده‌اند! به حکم اسلام، هر موکلی، هر وقت بخواهد، می‌تواند وکیلش را عزل کند. و اگر بر خلاف وکالتش عمل کرد، باید بلافاصله و فوری او را عزل نماید. اینطور نیست که در پیشانی شما نوشته باشد که اگر به عنوان وکیل انتخاب شدی، چهار سال توقف کنی! بی هیچ مؤاخذه‌یی از طرف موکلانت!! نه! اگر نتوانستی یا نخواستی حقوق و مصالح موکلت را حفظ کنی، آنها می‌توانند و باید تو را بی‌معطلی عزل کنند، و فقط آنها می‌توانند تو را عزل کنند، نه افراد یا گروهی دیگر! ما انتظار داریم از وکلاء مجلس، که وقتی ماده تاریخ افتتاح مجلس شورا را «مظهر عدل علی» قرار دادند، صحن مجلس هم محل ظهور عدالت امیرالمؤمنین باشد. پس بار شما خیلی سنگین است! خیلی مشکل است! ببین علی در جزء و کل چکار کرده است؟! باید برنامه تمام مجلستان و دولتتان و ملت، گفته ها و کرده های علی باشد! ما این را می‌خواهیم.
اگر عملمان غیر از این بوده، ضد انقلاب بوده‌ایم. چه من باشم، چه تو باشی، یا هرکس دیگری! ملاک این است! انقلابی آن کسی است که برنامه علی را جداً، از هر جهتی، اجراء کند، تا اسلام واقعی جاری شود، و چشم بشر دنیا به حساب بیاید. دیگر هیچ کس طمع به آب و خاک ملت نکند. بلکه تمام مسلمین دنیا، یکنواخت، یک صدا و متفق، در مقابل تمام دشمنهای فعلی و آینده یک مشت گره کرده باشند تا هدایت و قرآن در سطح جهان جاری شود. این هدف ما است. هدف ما این نیست که وضع مادی ما یک مقداری بهتر شود، زیرا وضع اقتصادی، پس از اجراء کامل قرآن، بطور طبیعی بهتر می‌شود. هدف ما خیلی بالاتر از اینهاست. هدف ما وصول به مقام عالی انسانی است که با ترویج دین خدا و متخلق شدن به اخلاق الهی، در سطح جهان بشری، فرگیر می‌شود و همه از آن منتفع و مستفیذ، می‌گردند و بهرۀ دنیا و آخرت را می‌برند، و سعادتمند هر دو جهان می‌شوند. این مقصد اصلی است. لهذا باید دنبال آن هدف باشیم وعملمان خلاف آن نباشد.
 پس مجلس شورایی که عنوانش «مظهر عدل علی» است، باید به این موضوعات توجه داشته باشد و صدها چیز دیگر و نیز تمام مفاد عهدنامۀ مالک اشتر! ملت هم همه منتظر هستند که تمام این عهدنامه و نیز تمام آیات قرآن، در این مجلس شورا اجراء شود. و نیز انفاذ و تنفیذ و تأیید گردد و مورد عمل قرارگیرد. این روش را که پیش گرفتند، چه مجلسیان و چه ملت، نه تنها ملت راضی می‌شود، بلکه نام شما به نیکی در تاریخ باقی می‌ماند، آن وقت است که این آثار به عظمت می‌ماند. از اینها گزشته، شما دنبال رضای خدایید و خدا راضی است. تاکنون که مجلس شورایی نداشته‌ایم و انقلاب زده بودیم و ویران زده بودیم، توقعات مردم هم کم بود. ولی حالا دیگر مجلسیان محترم فکر نکنید که هنوز هم مردم صبر دارند. به جهت اینکه دیگر شرائطش درست شده!
 
 
[1] -  تقلب به حرف «ق» غلط و صحیح آن تغلب با حرف «غ» است.
ارسال نظر
*