دفتر نشر آثار علامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی

کد : 2950
تاریخ انتشار : 1397/07/15

شرح وقایع رخ داده در روز سه شنبه، دهم مهرماه 1397

1- ساعت 8:10  خانمی زنگ زد، ناشناس بود، احساس کردم که باید از نیروهای خفیه باشد. گوشی را برداشتم و پرسیدم: شما؟! گفت: من مأمور پست هستم! گفتم: تا دیروز پست مأمور زن نداشته است؟! مجدداً زنگ زد و گفت: بیایید دمِ در نامه دارید. من جمله خودم را تکرار کردم و افزودم اگر مأمور پست هستید نامه را از زیر در به داخل بیاندازید، و اگر از جای دیگری هستید بفرمایید. ناگهان (به طوری که از مونیتور می‌دیدم) با دست اشاره‌یی کرد به دورتر و در ظرف چند ثانیه نفرات زیادی به در خانه هجوم آوردند که حداقل سه نفر از آنها، هر یک با در دست داشتن دو دیلم نوک تیز قرمز رنگ و یک چکش دیده می‌شدند. در ظرف کمتر از 10 ثانیه سه در از یک واحد شکسته شد. و در10 ثانیۀ بعد، در چهارم و پنجم و ششم درهایِ چوبیِ ورودیِ و داخل هر واحد، که صدای نهیب شکستن آنها گوش خراش بود. چنان مات شده بودم که در سرِ جایم خشکم زده بود. ناگهان دیدم درِ کتابخانه هم از جا کنده شد و گروهی به داخل سرازیر شدند.
2- آری، بعد از یک ساعت اصرار اینجانب که باید حکم نشان دهید، یکی از مهاجمان برگه‌یی A-5  که مدل فرمهای ثابت و از پیش آماده شده است، فقط در جای خالی اسم طرف و تاریخ را می‌نویسند، نشان داد. محتوای متن بسیار جالب بود. مراجعه به منزل (چاپی) ـ سید علی اصغر غروی (با خودکار) ـ با رعایت تمام موازین شرعی ولحاظ کردن همۀ حقوق شهروندی و بازرسی و ضبط اشیاء مشکوک، و ضرورت همکاری با پرسنل ادارۀ اطلاعات  ... ساعت مراجعه از 8 صبح تا 22(چاپی).
 هیچ دستوری برای بازداشت اشخاص در این حکم نبود، و حکم در مقایسه با احکام پیشین، غیر رسمی و جعلی به نظر می‌رسید. ولی در هر حال نشان دادند ـ شاید اینکه مجبور شوند برای فقط دو دقیقه آقای صفائی دادستان را به محل بکشانند اعتراضی بود که من و دخترم مرجان به چگونگی حکم و عدم توجه به مفاد آن کردیم.
3- آقای صفائی را در واقع به صحنه کشاندند، چون ایشان تا وسط محل کتابخانۀ شخصی اینجانب آمدند و بلافاصله برگشتند و از خانه خارج شدند. بناءبراین در آغاز تا ساعت 11 که ایشان آمد، یعنی در طول سه ساعت، در حقیقت ما مواجه با یک تجاوز بدون مجوز بودیم.
4- فقط دو دقیقه آقای صفائی آمدند و رفتند.
5- همۀ کتابها مجوز داشتند (جز چند مجلد از خاطرات مرحوم دکتر یزدی). چند کارتن از کتابهای نهضت آزادی، شامل نشریات دهۀ شصت و مجموعه آثار مرحوم مهندس بازرگان بود که هنوز باز نکرده بودیم. با همان بسته بندی بردند. اصلاً درِ هیچ کارتنی را باز نکردند که بررسی کنند. کتابهای مرحوم غروی هم همه با مجوز از انتشارات مشهور مثل قلم، اقبال، جهاد دانشگاهی و نشر نگارش بچاپ رسیده‌اند.
6- برای بازداشت و حتی ضبط کتابها هیچ حکمی ارائه ندادند. حتی شب اول، زندان الف ـ ط، مربوط به خود اطلاعات و دادگاه انقلاب، از پذیرفتن بازداشت شدگان امتناع می‌ورزند و حکم جلب می‌خواهند. ازینرو آنها را به پاسگاه فرماندهی مرکزی نیروی انتظامی می‌برند. در آنجا هم فرمانده می‌گوید: شما باید نامۀ دایر بر حکم جلب بیاورید که اسامی این افراد در آن ثبت شده باشد. خلاصه سرانجام و با گذشت بیش از سه ساعت زمان، و رفت و آمد مأموران و مذاکرات شفاهی، یک شب آنها را در آنجا جا می‌دهند.
7- صبح روز بعد آنها را به دادگاه انقلاب می‌برند (شعبه 11 ـ به ریاست قاضی قشقایی). خانمها با دستهای دستبند زده شده و آقای امید سلیمانی هم با دستبند و هم با زنجیر و قلابهای پابند. که در همان موقع خانم و خانواده‌های بازداشت شدگان هم می‌رسند. بدون تفهیم اتهام، حکم بازداشت موقت برای 5 نفر صادر می‌شود و خانم مرجان آزاد می‌گردد.
8- شش صفحه صورت جلسه را من به صورت مشروط امضاء کردم. چون همه چیز را کلی نوشته بودند و اعداد و ارقام در کار نبود. من نوشتم: علیرغم حضور در منزل، ولی اطلاعی از صحت این فهرست ندارم چون نظارتی نداشته‌ام! فقط می‌دانم اشیاء بسیاری را از سه طبقه (چهار واحد)، با چند وانت بار و یک کامیونت حمل اثاث، برده‌اند.
9- بدون حضور صاحب خانه ورود به عنف ممنوع است، تا چه رسد به اینکه درها را بشکنند یا از دیوار وارد منزل شوند (منزل مرحوم علی علیزاده نایینی ـ در نایین)
10- وقتی من گفتم: چون نمی‌دانم چه چیزهایی برده‌اید و صورت کرده‌اید و چه چیزهایی را صورت نکرده‌اید، ازینرو امضاء نمی‌کنم، گفت: نکن! خودم امضاء می‌کنم. و این بدان معنی است که به زور و خارج از موازین قانونی هم می‌توانند ضبط کنند.
12- ما 9 نفر بودیم. همه را در یکی از واحدها نشاندند تا پایان عملیات (یعنی 7 ساعت). و ما از آنچه در دیگر واحدها گزشت اطلاعی نداریم. یک زن و یک مرد را بر ما گماردند که مانع هر حرکت و حتی صحبت کردن ما می‌شدند. البته از آغاز عملیات ما 5 نفر بودیم، 4 نفر بعداً آمدند و آنها در را باز می‌کردند.
13- هیچ احضاریه یا گفتگوی تلفنی بین نهادهای امنیتی و صاحب خانه در طی چند ماه گذشته نبوده است. آخرین باری که صاحب خانه به ستاد خبری (اطلاعات اصفهان) احضار شده، بیستم فروردین 1397 (امسال) بوده است.
14- یکی از واحدها که درش را به شدت و گستردگی شکسته‌اند، خالی از سکنه و وسائل بوده است. از ماه دی تا کنون خالی از مستأجر است.
15- در خصوص بردن کتابها هیچ قاعده‌یی نداشتند، مثلاً کتاب لغتِ عربی به عربی المنجد را برده‌اند، و از این دست کتابها بسیار برده‌اند.
16- در شهرستان نایین هم به منزل شش نفر از همفکران مرحوم علامۀ غروی و علاقمندان نهضت آزادی و مرحوم مهندس بازرگان هجوم برده شده با همان رمز عبور (مأمور پست) و برای هر خانه شش نفر.
(1- در منزل مرحوم علی علیزاده کسی نبوده و از سرِ دیوار وارد شده‌اند و تمام کتابهای کتابخانه ایشان را برده‌اند، حدود ششصد مجلد.2-  منزل مرحوم استاد حسن محسنی 3- منزل علی غفرانی 4- منزل رسول ورپایی (هر دو نفر از اعضاء نهضت آزادی) 5- منزل فرامرز فردوسی زاده 6- منزل رضا البخشی. از منازل شماره های3 تا 5، کتاب، چند کیس کامپیوتر و دو عدد لپ تاپ و چند گوشی موبایل برده‌اند.
17- میزان خسارتهای معنوی غیر قابل محاسبه است. بیش از یک قرن کارفرهنگی مدام و هزاران ساعت کار علمی و فنی فقط متمرکز بر قرآن و سنت، اما خسارتهای مادی حداقل بیش از دو میلیارد تومان.
18- از جزئیات حرکات و تخریبات و هرآنچه آن روز کردند، خودشان با دو دوربین، فیلمبرداری کردند. اگر بتوانید آن دو حلقه فیلم را بدون سانسور از اطلاعات اصفهان دریافت کنید، به عمق تجاوز و دستبرد و تخریب بلاموضوع و بدون مجوز پی می‌برید.
چند تصویر بعد از پایان عملیات، ضمیمه می‌گردد.
ارسال نظر
*