دفتر نشر آثار علامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی

کد : 2583
تاریخ انتشار : 1396/05/21

پیرامون شیخ نعمت الله صالحی

نام صالحی نجف آبادی ـ شیخ نعمت الله ـ برای من نامی دیر آشنا و نیز دیرپا است. دیر آشنا است زیرا در نیمۀ دوم سال 1349 که من خدمت سربازی را در کرمان می‌گزراندم در سفری که به اصفهان آمدم، در مجامع دینی و در میان مردم، هیاهو و جنجالی بپا بود، بر سر کتابی به اسم «شهید جاوید» اثر شیخ نجف آبادی. از مرحوم والد پرسیدم دربارۀ کتاب و نویسندۀ آن. اشاره کردند به کتابخانه مختصری که فقط کتابهای مورد نیاز را در آن می‌چیدند. کتابی با جلد آبی روشن را نشان دادند. برداشتم و ابتداء آن را گشودم و در صفحات آغازین دو تقریظ دیدم. اولی از آیت الله منتظری بود که با این عبارت شروع می‌شد:
«کتابی که در موضوع قیام مقدس حضرت سید الشهداء سلام الله علیه به قلم جناب مستطاب حجت الاسلام آقای شیخ نعمت الله صالحی نجف آبادی دامت افاضاته نگاشه شده، یکی از با ارزش‌ترین تألیفات عصر حاضر است. من آن را با دقت خواندم و چنین یافتم که علاوه بر اطلاعات عمیق تاریخی، فوائد مهمۀ زیر را در بر دارد... .»
آیت الله منتظری در این تقریظ چهار فائدۀ عمده را بر کتاب شهید جاوید ذکر می‌کند که در چهارمین آنها اینطور می‌نویسد:
«4 ـ مؤلف، در این بررسی دقیق تاریخی، روش کاملاً جدیدی را انتخاب کرده و با استفاده از اسلوب علمی خالص، و تتبع وسیع، راه تجزیه و تحلیل صحیح را در اینگونه مسائل نشان داده است... .»
نگاهی بر تقریظ دوم افکندم. به امضاء علی مشکینی اردبیلی بود که بعداً به آیت الله مشکینی مشهور شد. ایشان در بخشی از تقریظ خود می‌نویسد:
«کتاب حاضر دربارۀ قیام مقدس حسین بن علی (ع)... بدون سابقه، در نوع خود بی‌نظیر است. اینجانب آن را یکبار با دقت خواندم و لذت بردم و استفاده کردم... »
و در عبارت آخر آن می‌نویسد:
«... اشکالات و عقده‌هایی را که مخصوصاً طبقه روشنفکر و تحصیل کرده در اطراف قیام امام علیه السلام در دل دارند، و گاهی به زبان می‌آورند، حل خواهد کرد...»
این دو تقریظ مرا مشتاق نمود کتاب را مطالعه کنم، ولی پیش از آن، و برای جلوگیری از اتلاف وقت، از مرحوم والد، دربارۀ نویسنده و کتاب پرسیدم. گفتند: کتاب را مطالعه کرده‌اند. و افزودند؛
«نویسنده از منظری کاملاً نو و کم سابقه به حادثه مولمۀ کربلاء نگریسته و ابواب جدیدی را به روی فهم عمیق‌تر آن گشوده است. که مهمترین آنها باب خرافه زدایی از واقعۀ مُؤسِفَۀ کربلاء است. اگر مطالب و مفاهیم مطروح در این کتاب در میان اهل منبر اولاً، و در بین عوام مردم ثانیاً، منتشر شود، نتایج مطلوب و مؤثر منبعث از آن مصیبت عظمی عائد مسلمانها خصوصاً شیعیان می‌شود، ودر مجامع و محافل اهل سنت قابل طرح و دفاع و تأثیر می‌گردد.»
من در بیست و چهارسالگی کتاب را خواندم و به دیدگاه و قلم نویسنده علاقمند شدم و تاکنون این علاقه در من باقی مانده و از اجزاء نفس مطمئنه من شده است. به همین سبب بعد از انقلاب، آثار ایشان را دنبال و مطالعه می‌کرده‌ام. هرچند، هیچ وقت فرصت دیدار با شیخ نجف آبادی دست نداد و این توفیق نصیب نگردید. گرچه بارها، و در سالهای دهۀ هفتاد و نیمه‌های دهۀ هشتاد که ایام وفات شیخ نصرالله نجف آبادی است، در منزل ایشان، در اصفهان، حوالی میدان احمد آباد، با جمعی از دوستان، به دیدارشان نائل می‌شدیم.
از همان سال 69، بلافاصله بعد از انتشار کتاب «شهید جاوید»، مخالفتها و بدگویی‌ها و ناسزاگویی‌ها و حتی هتاکی‌ها و اتهام زنی‌ها و فحاشی‌ها بر سرِ منبرها، علیه شیخ نعمت الله آغاز شد، و بیش از همه جا، این جریان در دو شهر قم و اصفهان به اوج رسید. هرچه در محافل روشنفکری کتاب «شهید جاوید» مورد استقبال و تقدیر بیشتر قرار می‌گرفت، از دیگر سو، در میان حوزویان سنتی و سنت گرایان، که نان‌شان در توسعه خرافات پیرامون حادثۀ کربلاء بود، مخالفتها گسترش بیشتری می‌یافت. تا جایی که بیش از ده مجلد کتاب، در ظرف کمتر از یک سال بر ضد اثر ارزشمند مرحوم صالحی نگاشته شد.  و البته نظام شاهنشاهی و ابزار سلطه جویی و قهاریت آن، یعنی ساواک هم از خرافه پرستان حمایت می‌نمود.
از دو شخصیت حوزوی و علمی که بر این کتاب تقریظ نوشته بودند، اولی، یعنی آیت الله منتظری بر نظر و رأی خود در خصوص محتوای کتاب، تا آخر عمر باقی ماند، ولی نفر دوم یعنی آیت الله مشکینی، بعد از انقلاب، به راه طرف مقابل عدول کرد و گرچه بر زبان نیاورد، ولی عملاً راه مخالف نظر پیشینی خود نسبت به کتاب «شهید جاوید» را اتخاذ کرد، و در اکثر خطبه‌های نماز جمعۀ خود، که در شهر قم ایراد می‌نمود، تبلیغ خرافات می‌کرد.
شیخ نعمت الله، که می‌خواهم بگویم لفظ «شیخ» بسیار برازنده‌تر است برای او تا عبارت «آیت الله»، بعد از انقلاب آثار پر ارزش دیگری را هم به مجامع علمی شیعه تقدیم کرد، که محتوای همه، در راستای خرافه‌زدایی است از دامان اندیشۀ ناب شیعی، مثل؛ «عصای موسی یا درمان بیماری غلو».
در این کتاب به نقد نظرات سه آیت الله می‌پردازد، در «تحلیل و بررسی علم امام»، و افراط و تفریط نظریه‌پردازان در این مقام را نقد می‌کند. آن سه نفر عبارتند از: آیت الله رفیعی قزوینی، علامه طباطبائی و آیت الله صافی گلپایگانی. در واقع شیخ نجف آبادی پاسخی داده است به ردیه‌های علماء مذکور بر کتاب  «شهید جاوید». بناءبراین می‌توان گفت؛ کتاب «عصای موسی...» مکمل کتاب «شهید جاوید» است.
در کتاب «پژوهشی در چند مبحث فقهی» بازهم در مقام خرافه زدایی از احکام فقهیِ دست و پاگیر است، که مغایرت تام دارد با آیات کتاب و روایات صحیح. در کتاب دیگر، که آن، اثری نفیس است، در راستای دفاع از نظریاتی که در کتاب «شهید جاوید» مطروح ساخته، به نقد کتاب «حماسه حسینی» استاد شهید آیت الله مطهری می‌پردازد.
مکتوبات و مقالات و آثار صوتی باقیمانده از شیخ نجف آبادی بسیار است، اما در پایان این مقال دوست دارم به رساله‌یی از ایشان اشاره کنم که ارزش تاریخی والایی دارد، هم اکنون، و خواهد داشت در آینده تاریخ ایران، و آن تحلیلی است که شیخ مرحوم از دو نامۀ امام خمینی کرده است، که مخاطب آن آیت الله منتظری بوده‌اند؛ نامه‌های 6/1 و 8/1/68.
همگان را به مطالعۀ خالی از هرگونه تعصب آثار این بزرگ مرد و محقق ضد خرافه پرستی در تاریخ معاصر شیعه دعوت می‌نمایم. 
ارسال نظر
*