دفتر نشر آثار علامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی

کد : 382
تاریخ انتشار : 1392/06/20

آیت الله سید محمد جواد موسوی غروی به رحمت ایزدی پیوست

پيام‌دفتر‌نشر‌آثار‌و‌انديشه‌هاي‌حکیم‌غروي

 
 
آيت ‌الله سيد محمد جواد غروي به رحمت ايزدي پيوست. وي در فراز و نشيب يکصد سال عمر پرمايه و شگفتش، راه درازي را آرام آرام طي کرد که همان دو گام ميان انسان و خدا بود و پس از گذر از اين مسير طولاني، در پايان عمر به دنيايي که چيزي جز جسم نزار او بدان پيوسته نبود ديگر هيچ‌گونه وابستگي نداشت. «سخن»، آخرين رشته‌يي بود که او را به اين دنيا متصل مي‌داشت. اما او در اين روزهاي آخر،‌ آن رشته را هم گسسته بود. در اين روزهاي سکوت، در ذهن پرتلاطم او چه مي‌گذشت؟ ‌شايد يک قرن مبارزه براي خارج ساختن كلام استوار خداوند و دين راستين پيامبر از لابلاي خروارها جهل و خرافه را به ياد مي‌آورد، شايد يک قرن در محاق تکفير و تهمت مخالفان ماندن را، شايد جفاء خويشان و دوستانش را که عظمت انديشه‌اش را درنيافتند... شايد هم در پايان مسير و با اتصال به جهان نامحدود، ديگر زمان برايش معنايي نداشت... اما فرزندان، خويشان و يارانش که در همين هنگام گرداگرد بستر او حلقه زده بودند، سنگيني آن لحظه بي‌پايان را بر قلب و شانه خود احساس مي‌کردند...
کشمکشي با مرگ نداشت، نگاهش آرام و مشتاقانه به گوشه‌يي دوخته شده بود؛ ‌پزشکان شاید خيلي پيش از اينها اميدي به بهبودي وي نداشتند، اما بالين مردي را که عمري براي سعادت و کمال مردمانش مبارزه کرده بود، ‌نمي‌توانستند ترک کنند، مبارزه براي نشاندن متن اصيل دين به جاي گمان و وهم آن و اين، مبارزه با خرافات و موهوماتي که چهارده قرن جانشين دين‌داري مردمان شده بود و ‌مبارزه براي نشاندن خرد رهاي عالمانه  بجاي جهل عوامانه و مقلدانه.
اين مبارزة طولاني، يک زندگاني پر از رنج و خستگي براي وي ارمغان آورده بود. تلاش و رنجي که نتيجه‌اش جز طي مراتب کمال و آراسته شدن به اخلاق الهي نبود. نفس مطمئـنة او که در اين آخرين لحظه‌ها منتظر نداء «اِرْجعي» مانده بود، سرانجام در ظهر سه‌شنبه پنجم مهرماه يک ‌هزار و سيصد و هشتاد و چهار شمسي، به اين نداء از غيب برخاسته، لبيک گفت. صد سال جستجوي حقيقت پايان يافت و روح پويا و بي‌آرام او بال گشود و از جسم خسته و پردردش پرکشيد. براي اين يک قرن زندگاني وي، ‌بدون ترديد نامي جز «مبارزه»  نمي‌توان نهاد...‌ شگفت‌آورترين و پرشورترين مبارزه‌ها.
بدين‌سان چراغ عمر حکیم غروي خاموش شد.‌ کسي‌که در طلب سراج ‌حقيقت و در جستجوي خورشید معرفت، از زير رواق‌هاي تردیدآمیز مدرسه و از فراز منبرهای غرور‌انگیز آن، خيز برداشت و با حرکتي سريع و بي‌وقفه، مسير سلوک را يکْ ‌نفس تا ملاقات خدا طي‌کرد. يکْ ‌نفس اما در طول يک قرن ‌که براي عمر تاريخ، ‌شايد يک نفس هم نبود. روحش در بهشت برين، همنشين با اولياء صالحين، قرين شادي و آرامي باد!
 
دفتر ‌نشر ‌آثار ‌و ‌انديشه‌هاي ‌حکیم ‌غروي
5 مهرماه 84
ارسال نظر
*