دفتر نشر آثار علامه حکیم سید محمد جواد موسوی غروی

کد : 525
تاریخ انتشار : 1392/07/03

چگـونه خــدا را بخوانـيم تا دعاءهايمان مستجاب شود؟

بحث ما راجع به «دعاء» و «چگونگي خواندن خدا» و اينكه «چگونه خدا را بخوانيم كه اين خواندن منتج به نتيجه شود؟» مي‌باشد.
دعاء هميشه به نحوي در ميان بشر وجود داشته و بخشي از ارتباط بشر با ماوراء‌الطبيعه در چهارچوب آن شکل گرفته و تحت چنین عنوانی در ادبيات و فرهنگهاي مختلف نمود یافته است. در اسلام نیز دعاء مطرح بوده و هست، و در قرآن هم از زبان تمام انبياء دعاءهايي آمده است. اما آنچه كه امروز در ميان مسلمانها مطرح است، دعائی نيست كه انبياء الهي از طريق آن با خالق عالم ارتباط برقرار مي‌كرده‌اند. هدف ما از پيگيري اين موضوع اين است كه بدانيم دعاء از منظر انبياء و قرآن و خداوند اصلاً چيست و ان‌شاء‌الله ما خدا را به همان شكل بخوانيم. 
 
 
چگـونه خــدا را بخوانـيم
تا دعاءهايمان مستجاب شود؟
 
 
بسم الله الرحمن الرحيم
 
بحث ما راجع به «دعاء» و «چگونگي خواندن خدا» و اينكه «چگونه خدا را بخوانيم كه اين خواندن منتج به نتيجه شود؟» مي‌باشد.
دعاء هميشه به نحوي در ميان بشر وجود داشته و بخشي از ارتباط بشر با ماوراء‌الطبيعه در چهارچوب آن شکل گرفته و تحت چنین عنوانی در ادبيات و فرهنگهاي مختلف نمود یافته است. در اسلام نیز دعاء مطرح بوده و هست، و در قرآن هم از زبان تمام انبياء دعاءهايي آمده است. اما آنچه كه امروز در ميان مسلمانها مطرح است، دعائی نيست كه انبياء الهي از طريق آن با خالق عالم ارتباط برقرار مي‌كرده‌اند. هدف ما از پيگيري اين موضوع اين است كه بدانيم دعاء از منظر انبياء و قرآن و خداوند اصلاً چيست و ان‌شاء‌الله ما خدا را به همان شكل بخوانيم.
شايد به صراحت و با قاطعيت بتوان گفت كه اين روش دعاء و خواندن خدا كه رائج است، مخالف صريح قرآن و طريقۀ انبياء است. مخصوصاً در ميان اقوامي كه دعاء را به زبان ديگري اداء مي‌كنند و مي‌خوانند، مثل خواندن دعاء توسط كردها و فارسها به زبان عربي. بدیهی است که اين انسانها هيچ مفهومي از اين دعاء دستگيرشان نمي‌شود كه چه مي‌گويند و چه مي‌كنند، و حتي متوجه نيستند كه چه چيزهايي را از خداوند مي‌خواهند! روشن است که اين روش دعاء و خواندن خدا بدون اثر و نتيجه است، يا تأثيري اندك بر روان و اخلاق انسان مي‌گذارد.
مسألۀ ديگر اشتياق در دعاء است. آيا زماني كه ما مي‌خواهيم با خدا ارتباط برقرار كنيم و از او چيزي بخواهيم، زماني است كه شديداً دلتنگ او شده‌ايم؟! يعني احساس نياز مي‌كنيم؟! اگر احساس نياز نكنيم، در واقع كار بيهوده‌یي كرده‌ايم. مثلاً يك وقت ما به بعضي از افراد تلفن مي‌زنيم، ولي اين تلفن از سردلتنگي نيست، بلکه براي اين است كه مثلاً فلاني هم بدش نيايد! اين‌گونه رفتارها متضمن رياء و نفاق است، و به همين جهت هم با زور و فشار دروني به خودمان و با وجود اينكه دلمان نمي‌خواهد، اين كار را انجام مي‌دهيم. اين عمل ما نه تنها آثار مثبتي ندارد، بلكه آثار سوء هم دارد. يعني اگر طرف مقابل احساس كند كه كار ما زوري و از روي نفاق و دورويي است، ارتباط معنوي بين ما برقرار نمي‌شود، و او هم همين حالت تظاهر و رياء را نسبت به ما پيدا مي‌كند. جامعۀ امروز بشر دچار اين خصوصيت گشته، يعني روابط انسانها با يكديگر اين چنین شده است، چرا؟ به جهت اينكه روابطشان با خدا هم همين‌طور است! يعني دعاء از جايگاه خودش خارج شده، و به معناي خواندن و اينكه من خدا را از سر دلتنگي و به خاطر دوري از او بخوانم، نيست. ما چگونه انتظار داريم كسي كه براي او دلتنگ نشده‌ايم و او مي‌داند كه ما براي او دلتنگ نشده‌ايم، جواب ما را بدهد؟! وقتي نمي‌دانيم به طرف مقابلمان چه مي‌گوييم، چگونه انتظار داريم به ما جواب بدهد؟! او كه مي‌داند كه ما نمي‌دانيم به او چه مي‌گوييم! مثل اين دعاءهاي عربي كه از روي آن مي‌خوانيم و مفاهيم آن را نمي‌فهميم! دعاء، خواندن است، و در این خواندن، اولاً انسان باید وجودش مشتاق و دلتنگ باشد، و ثانیاً بداند و بفهمد که چه می‌خواند و چه می‌خواهد، و از كه مي‌خواهد!
نکتۀ دیگر اینکه دعاء در اين محصور نيست كه چيزي از خدا بخواهيم، و اسم این خواستن، دعاء باشد. دعاء قرار دادن وجود خویش است در آستانۀ پاسخ به دعوت الهی. همین دعوت است که در نماز متبلور شده، (نماز، خواندن خداست و به همین سبب نوعی دعاء است، ما در پيشگاه خدا مي‌ايستيم و به همان روشي كه خدا به ما ياد داده، او را مي‌خوانيم) و از همین روست که نماز شوق و دلتنگی انسان را افزون می‌سازد، البته اگر با توجه برپا داشته شود. و برپاداشتن نماز چیزی نیست جز پاسخ به دعوت الهی، یعنی توجه به تعالیم قرآن و پیاده ساختن آن در زندگی. آن وقت است كه معناي واقعي نماز را به آن داده‌ايم.
مسألۀ ديگر در دعاء «ابتغاء وسيله» است. ببينيد ما بايد يك گام برداريم تا خدا هزارها گام بردارد. اگر بنشينيم و دعاء كنيم و بخواهيم كه خدا فلان مشكل را حل كند، يا فلان مريض را شفاء دهد، و يا فلان اتفاق بيفتد، اما از اسبابي كه خدا آفريده است استفاده نكنيم، دعاء ما كارساز نخواهد بود. اگر فقط دعاء صرف كارساز بود، انبياء الهي بالاترين ارتباط و تقرب را با خداوند و نسبت به او داشتند، پس چرا بايد كار مي‌كردند؟ چرا بايد تبليغ مي‌كردند؟ خوب يك دعاء مي‌كردند كه «خدايا اين امت را هدايت كن!» و خدا هم هدايت مي‌كرد! چرا پيامبر اسلام بايد در غزوات و جنگها شركت مي‌كرد؟ مي‌توانست دعاء كند كه «خدايا ريشۀ دشمنان را بكن! خدايا دشمنان مرا با خاك يكسان كن!»، چرا نكرد؟! قرآن در تعريف مؤمنان و اينكه هدف مؤمن از دعاء چيست، در آیۀ 57 سورۀ اسراء می‌گوید: «أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُون»، آن كساني كه خدا را مي‌خوانند، «يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَة»، براي وصل به پروردگارشان دنبال يافتن وسيله هستند. آري! خيلي كم اتفاق مي‌افتد كه دعاء كسي مستجاب شود، خيلي كم! براي اينكه وسايل و ابزارش فراهم نيست.
از نظر قرآن سه عنصر در دعاء بايد به طور جدی مورد نظر باشد؛ نخست «ابتغاء وسيله» در دعاء است، يعني در تهيۀ وسايل، تمهید اسباب و تحقق آن چيزي كه از خدا مي‌خواهيم، كوشش كنيم. به عنوان نمونه، می‌گوییم: «خدايا بيمار را شفاء بده!». ابتغاء وسیله یعنی جستجوی اینکه دكترش چه كسي و بيمارستانش كجاست؟ چه داروهايي مي‌خواهد؟ پس بايد به دنبال تهيۀ وسايل تحقق دعاء برويم. خدا هم كمك مي‌كند و دعاء مستجاب مي‌شود، و اين مي‌شود ابتغاء وسيله.
دوم «اميد داشتن به رحمت خدا» است، يعني از خدا رحمت می‌خواهند و به رحمتش امید دارند. از منظر قرآن دعاء دو سمت دارد، يكي به سمت دنيا‌داران و صاحبان قدرت، و دیگری به سوی خالق عالم. كسي كه مي‌خواهد در كنار صاحبان ثروت و قدرت، از راههاي غير انساني و غير عقلي امرار معاش كند، اميد به رحمت خداوند ندارد! دروغ مي‌گويد كه خدا را مي‌پرستد! امتي كه قطع اميد از خالق عالم كرده، ديگر از طريق دعاء و خواندن این‌چنینی چه چيزي از خداوند مي‌خواهد؟! و خدا چگونه جواب بدهد؟! چقدر ما گمراه شده‌ايم!
و خصيصۀ سوم اهل ايمان «خوف و ترس از عذاب الهي» است. آدم كمتر مي‌بيند كه كسي از عذاب الهي نگران باشد، و ما هميشه براي گريز از عمل صالح، عفو و بخشش و گذشت خدا را مطرح مي‌كنيم. توجه كنيد آنچه را كه ما از اوامر و نواهي الهي فروگزار مي‌كنيم، از ترس اين است كه دنيا را از دست بدهيم و از عذاب الهي نمي‌ترسيم! ولي كسي كه مي‌خواهد هر چه زودتر به اين وصال برسد، خواسته‌هایش را به آسانی زير پا مي‌گذارد و رد مي‌شود. چرا من امروز رشوه مي‌دهم كه نقشۀ ساختمانم در شهرداري تصويب شود؟ چون مي‌خواهم زودتر صاحب خانه یا مغازه شوم و به فلان جا برسم. اما اگر می‌خواستم زودتر به خدا برسم، مي‌گفتم اگر قرار است كه رشوه بدهم اصلاً نمي‌خواهم. همانطور كه ما اگر بخواهيم به يك محبوبي در نقطۀ ديگري وصل شويم، بايد از خيلي چيزها در اين نقطه‌ کنونی چشم بپوشيم و قطع اميد كنيم تا به آنجا برسيم، براي وصال به حق نيز بايد از دلبستگي‌هايمان چشم بپوشيم! چرا که هر دوي آنها با هم نمي‌شود! و دعاء بايد از اين نوع احساس نشأت بگيرد.
پس اگر از خدا بخواهيم مريضي را شفاء دهد، شفاء مي‌دهد و اسبابش را فراهم مي‌كند. شما داريد مريضي را به فلان بيمارستان مي‌بريد، ولي يك مرتبه به شما الهام مي‌شود: «نه! به اين بيمارستان نرو، برو آنجا»! اين كار خداست. آنجا مي‌رويد مي‌بينيد كه چه دكتر خوبي، چه پرستاران خوبي، داروخانه‌ و تجهيزات آماده و... و مثلاً اگر به آن بيمارستاني كه اول در نظرتان بود، مي‌رفتيد، امكانات فراهم نبود. پس خداوند اسباب را فراهم مي‌كند و الهام مي‌كند كه مثلاً از اين طرف برو! خيلي كارها را انسان الهي با الهام انجام مي‌دهد، و ما بايد كوشش كنيم كه به آن جايگاه برسيم. آن وقت خواهيم ديد كه خداوند چگونه كمك مي‌كند. آن وقتي كه انسان با خدا باشد، و با خدا حركت كند، و رفتارها و اخلاقش الهي باشد، الهامات براي يافتن اسباب درست، به كمك او مي‌آيند.
خداوند در مورد استجابت دعاء مي‌فرمايد: «فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم»(آل‌عمران195)، خدا به آنها جواب داد كه باشد دعاء قبول! اما من عمل هيچ عمل‌كننده‌يي از شما را ضايع نمي‌سازم! يعني وقتي كه بياييد در وادي عمل، دعاء مستجاب مي‌شود و به زبان نيست! يعني وقتي ما مي‌گوييم: «كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا»(آل‌عمران193)، اين بديهايي را كه ما كرديم رويش را بپوشان! چطور رويش پوشانده مي‌شود؟ با عمل صالح خود ما!
دعاء بي‌مقدمه مستجاب نمي‌شود! يك مثال ساده برايتان بزنم؛ اگر كسي كه درس نخوانده است، آخر سال برود درِ دانشگاه و گريه و زاري كند كه «شما را به خدا مرا راه بدهيد»، خوب آن فردي كه آن طرف نرده‌ها است، و مثلاًٌ كسي است در مقام خدا، آيا راهش مي‌دهد؟! فرض كنيد همه استادان هم بيايند و او را راه بدهند، سر كلاس كه رفت بچه‌ها بيرونش مي‌كنند. بناءبراين كسي كه دعاء مي‌كند، بايد در مقام استجابت دعاء باشد. يعني خدا بگويد اين بنده ارزش دارد و در جايگاهي است كه من حرفش را گوش بدهم. همين‌طور، بي‌كش و پيمانه كه نيست!
 آيا خداوند دعاء كافر و مشرك را مستجاب مي‌كند؟! قطعاً نمي‌كند! قرآن دعائي را كه متضمن كفر و شرك به خدا باشد رد مي‌كند، زيرا دعاء بايد مستقيماً بين خدا و بنده برقرار شود تا متضمن كفر و شرك نباشد. ما خيلي نزديك‌ هستيم به اين كه در گمراهي كفر و شرك گرفتار شويم! بايد در ايمان خودمان خيلي دقت كنيم كه اصلاً ايمان ما چقدر با ايمان انبياء تطابق و هماهنگي دارد؟ آيا همان است كه انبياء آورده‌اند؟ آيا نمازي كه ما مي‌خوانيم همان نمازي است كه پيامبر مي‌خواند؟!
خواندن خدا، بسيار بسيار نزديك است به اين كه آلوده به مظاهر شرك بشود، يعني انسان در عين حالي كه خدا را مي‌خواند، كنار خدا و همراه خدا و با خدا چيز ديگري يا شخص ديگري را هم در نظر قرار دهد. قرآن در جواب اين سؤال كه «عبادالرحمان چه كساني هستند؟» مي‌گويد: «وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ»(فرقان68)، يعني هيچ معبود ديگري را در كنار خدا نمي‌خوانند، يعني اگر خدا گفته است كه «هو الرزاق»(ذاريات58)، خدا رزاق است، و انسان از شخص ديگري، يا از ابزار و وسيلۀ ديگري طلب رزق كرد، يا از ظالمي ترسيد كه رزق او را قطع كند و حق را نگفت و اقامه نكرد و آن را زير پا گذاشت، براي خدا شريك قرار داده است. البته روزي فقط نان و غذاء و مسكن نيست، بلكه همۀ چيزهايي كه خداوند در اختيار ما قرار داده است، رزق الهي است. از هر چه كه ما بهره مي‌بريم، از معنويت و ماده، تماماً رزق الهي است، مثل روزي مريم كه روزي معنوي است! نبوت و وحي است!
دعاء در محضر باريتعالي بايد از سر صدق و اخلاص باشد، و دروغ به خدا نگوييم! زيرا دعاء دروغ و رياءكارانه مستجاب نمي‌شود. دعاء زباني نيست، و وقتي به زبان گفتي، خدا مي‌گويد خوب تو كه گفتي پس چرا انجام ندادي؟! بناءبراين بايد در عمل خدا را بخوانيم. يعني اگر شما بخواهيد بت‌پرست نباشيد و به خدا بگوييد كه خدايا مرا از بت پرستي دور كن، بايد عمل كنيد! مردمي كه نماز را بر پا مي‌دارند، فحشاء و منكر در ميان آنها معني ندارد، و الا نماز بر پا داشته نشده است. اگر مردم نمازگزار باشند، ولي در سطح جامعه آسيب‌هاي اجتماعي، مثل اعتياد، فحشاء، قتل، دزدي، ناروايي، ظلم، ستم و... وجود داشته باشد، اين ديگر بر پا داشتن نماز نبوده است! براي اينكه نماز «تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ»(عنكبوت45) است! از هر كار زشت پيدا و پنهاني انسان را باز مي‌دارد! و اگر  نماز اين كار را نكرد، يعني اقامه نشده است. مگر مي‌شود جامعه‌يي زبانش دروغ باشد و راه صلاح و رشد و تعالي را بپيمايد؟! اين امكان ندارد كه از زبان دروغ، از زبان رياء، از زبان نفاق و از زبان كذب، جامعه روي صلاح و سلامت ببيند! ما بايد به طور جدي تصميم بگيريم كه هم خودمان موحد بشويم و هم فرزنداني موحد تربيت كنيم.
قرآن مي‌گويد: «فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ مِن شَيْءٍ»(هود101)، آن معبوداني را كه غير خداست و آنها مي‌خوانند هيچ سود و فايده‌يي به آنها نرسانده. «مِن دُونِ اللّهِ»، يعني غير خدا. انسان نمي‌تواند هيچ چيزي و هيچ كسي، حتي اولياء، انبياء و صلحاء را به جاي خدا قرار دهد. متن قرآن اين را مي‌گويد، و ما بايد در تفكيك اين قضايا توجه خاصي داشته باشيم. بناءبراين «خواندن»، يعني آن چيزي كه انسان به آن ايمان مي‌آورد و اعتقاد پيدا مي‌كند، و آن را برنامۀ عمل زندگي خودش قرار مي‌دهد، حتماً بايد جز خدا كسي نباشد. «وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ»(نحل20)، و كساني كه غيرخدا را مي‌خوانند، اينها نمي‌توانند چيزي خلق كنند، اما خودشان خلق شده‌اند. دارد توجه مي‌دهد كه آفريده و يا كسي يا چيزي كه توسط خدا بوجود آمده، نمي‌تواند كار خدا را انجام دهد! من نمي‌دانم چقدر بايد اين مطالب را باز كنم كه شما متوجه بشويد! ببينيد اين اسكناس مخلوق است و كار خالق را نمي‌تواند انجام دهد! خالق رزاق است نه اين كاغذ پاره! اما ما اين اعتقاد را نداريم و معتقديم كه اين كاغذ پاره رزاق است!
قرآن مي‌گويد: «فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ»(غافر65)، پس او را بخوانيد در حالي كه دين را براي او خالص مي‌گردانيد. دين براي خدا، دين نه ابزار قدرت! نه ابزار حكومت! نه ابزار ثروت! نه ابزار رياء و نفاق! نه ابزار سلطه و استكبار! دين خالصاً لله و لوجه الله! براي او من ديندارم، براي اينكه خدا گفته: دين را بپذير و در اين چهارچوب حركت كن، من ديندارم، نه اينكه بخواهم به‌ واسطۀ دين، فخر فروشي كنم يا كسب دنيا!
در سورۀ مريم ابراهيم به پدرش مي‌گويد: «يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنكَ شَيْئاً»(مريم42)، اي پدر چرا چيزي را مي‌پرستي كه نه مي‌شنود و نه مي‌بيند و نه نيازي را از تو برآورده مي‌سازد؟ آيا تا به حال به اين آيۀ قرآن دقت كرده‌ايم؟! اين آيه صريحاً و بي‌هيچ برو برگردي اين نوع زيارتهايي را كه ما مي‌رويم، اين دخيل‌‌بنديهايي را كه ما داريم و اين امامزاده‌هايي را كه ساخته‌ايم، نفي مي‌كند، اينها اگر به جاي خدا نشسته باشند و به عوض او پرستيده شوند تماماً بت‌‌پرستي است، «لَايَسْمَعُ»، نمي‌شنود! «وَلَا يُبْصِرُ»، ‌نمي‌بيند! «وَلَا يُغْنِي عَنكَ شَيْئاً»، نيازي را از تو برآورده نمي‌كند! همين را توسعه بدهيد، چرا ما دعائي مي‌خوانيم كه نه مي‌فهميم كه چه مي‌گوييم و نه معناي آن را مي‌دانيم، نه راوي آن را مي‌دانيم و نه صحت و سقم آن را! چرا؟ اين طرز دعاء خواندن چه اثري دارد؟!
ابراهيم در ادامه مي‌گويد: «يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ»(مريم43)، پدرم علمي براي من آمده كه به تو داده نشده است. پدرم اين پرستش تو غلط است! ببينيد پدر ابراهيم خداپرست است ولي در نظرش اين بتها براي او شفيع هستند! حالا جوابهاي پدر ابراهيم را بشنويد، او هم دليل دارد، «قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْراهِيمُ»(مريم46)، اي ابراهيم! تو پشت به معبودان من كردي؟! جواب را ببينيد! جواب اين نيست كه؛ بلي! شما راست مي‌گوييد، و من معذرت مي‌خواهم، و حالا مي‌روم و فكر مي‌كنم كه حرف شما در چه جايگاهي است، و از چه منظري است، جواب اين‌گونه نيست! بلكه ابراهيم را متهم مي‌كند! اگر شما امروز بگوييد كه اين زيارتكده‌ها تماماً خلاف نص صريح قرآن است، مي‌گويند شما بي‌دين هستيد! ولايت نداريد! وهابي هستيد! سني هستيد! يعني دقيقاً همان حرفي را كه پدر ابراهيم مي‌زند: «أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي»، تو پشت به معبودان من كردي! پشت به دين كردي! پشت به ولايت كردي! چه فرقي است بين اين استدلال و استدلال پدر ابراهيم؟!
نوح بعد از آن همه دعوت قومش به سوي خدا و تحمل سختي، به خودش اجازه مي‌دهد كه اينگونه دعاء ‌كند: «رَبِّ اغْفِرْ لِي»(نوح28)، خدايا مرا بيامرز! ببينيد وقتي انسان مي‌تواند در راه آمرزش دعاء كند و غفران الهی را بطلبد كه كاري انجام داده باشد و مستحق و سزاوار آمرزش الهي باشد، و براي اين است كه نوح بايد به درجه‌يي رسيده باشد تا بتواند طلب آمرزش و استغفار كند! اما در جايي ديگر نوح به اشتباه اينگونه دعاء مي‌كند: خدايا من پيامبر تو هستم، و همۀ اينها را قبول دارم، تو «أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ»(هود45) هستي و اين هم بچۀ من است، وعدۀ تو هم قطعاً متحقق مي‌شود. يعني من وقتي به اين بچه نگاه مي‌كنم، مي‌بينم كه عذاب شامل حالش مي‌شود، پس كاري برايش بكن! «قَالَ يَا نُوحُ»(هود46)، خدا جواب دعاء و خواندن و خواستنش را اينگونه مي‌دهد: «إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ»(هود46)، اي پيامبر! اي نوح! چرا اشتباه مي‌كني؟!‌ اينكه اهل تو نيست! او اهل عمل ناصالح است. اهل تو، كسي است كه با تو همفكر و همراه و دمساز باشد، در مكتب تو باشد و تربيت تو را پذيرفته باشد. آنگاه خداوند به نوح مي‌گويد: اين‌طور دعاء نكن! خدا نوع دعاء و چگونه خواندن خود و خواستن از خود را تعيين مي‌كند، و ‌ما نمي‌توانيم و نبايد نوع دعاء را تعيين كنيم! نوح مي‌توانست از خدا بخواهد و بگويد: او را هدايت كن! اما نمي‌تواند بگويد: بعد از گمراهي، از غرق شدن نجاتش بده!‌ بعد از آمدن عذاب، ديگر امكاني نيست و وساطت كارساز نمي‌باشد! از اين جهت خدا به او تعليم مي‌دهد، مي‌گويد: «فَلاَ تَسْأَلْنِ»(هود46)، از من مخواه و درخواست نكن! «مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ»(هود46)، آن چيزي را كه نمي‌داني! و ما چقدر در دعاءهايمان نادانسته از خدا طلب مي‌كنيم!
در قرآن حدود 100 آيه وجود دارد كه در آنها كلمۀ «ربِّ» و يا «ربّنا» دعاء وجود دارد، يعني ما مي‌توانيم در هر قنوتي يكي از اين آيات قرآن را به عنوان دعاء بخوانيم. بناءبراين مي‌توانيم 100 نماز را با قنوتهاي مختلف بخوانيم، كه فقط يكي از آن آيات، آيۀ «رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»(بقره201) است. آري! يكي از آنها اين آيه است و ما تقريباً 99 تا از آنها را فراموش كرده‌ايم!
اميدوارم ما خودمان را بتوانيم به مقامي برسانيم كه وقتي دعاء مي‌كنيم خداوند بگويد: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ»، «فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُرْدِفِينَ»(انفال9)، و هميشه پس از دعاء ما و خواستن ما، هزاران ملك به ما ياري رسانند، و ما بتوانيم بالاترين خواست و دعاءمان را به مِنصّۀ ظهور برسانيم، و آن اعلاء «كلمة‌ الله» است. يعني اين بالاترين چيزي است كه انسان بايد از خدا بخواهد. آن وقت كلمۀ خدا كه در عليا قرار گرفت، بقيۀ نعمتها به تبع آن خواهد آمد.
و السلام عليكم و رحمة ‌الله و بركاته
 
 
 
برگرفته از 5 جلسه سخنراني دكتر سيد علي اصغر غروي با موضوع دعاء در قرآن
www.arbabehekmat.com
 
ارسال نظر
*